|
شهيد زينالدين خطشكن شبهاي عمليات |
|
|
|
کد خبر : 11282 |
|
۱۸:۴۶:۴۸ ۲۷ آبان ۱۳۸۷ |

شهيد مهدي زين الدين فرمانده لشكر 17 علي ابن ابيطالب (ع) قم يكي از فرماندهان و اسطوره هاي جنگ بود كه با اخلاص و عمل خود دشمن را به زانو در آورد.
جنگي كه در شهريور 1359 توسط عراق به مردم ايران تحميل شد، ظهور اسطورههايي را در پي داشت كه غير از تاريخ صدر اسلام، در هيچ برههاي از تاريخ بشر نشاني از آنها نيست.
اسطورههايي از جنس نور و رادمردي، از جنس ايمان، شجاعت، شهامت و شهادت و مهدي زينالدين يكي از اين اسطورههاست.
مهديزينالدين در سال 1338 در كانون گرم خانوادهاي مذهبي، متدين و از پيروان مكتب تشيع، در تهران ديده به جهان گشود.
مادرش كه بانويي مانوس با قرآن و آشنا با دين و مذهب بود، براي تربيت فرزندش كوشش فراواني نمود. داشتن وضو، مخصوصا هنگام شيردان فرزندانش برايش فريضه بود و با مهر و محبت مادري، مسائل اسلامي را به آنها تعليم ميداد.
نبوغ و استعداد مهدي باعث شد كه او در دوران كودكي قرآن را بدون معلم و استاد ياد بگيرد و بر قرائت مستمر آن تلاش كند.
پس از ورود به دبستان در اوقات بيكاري به پدرش كه كتابفروشي داشت، كمك ميكرد و پدر و مادر را در امور زندگي ياري ميداد.
مهدي در دوران تحصيلات متوسطهاش به لحاظ زمينههايي كه داشت با مسائل سياسي و مذهبي آشنا شد و در اين مدت كه با شهيد محراب آيتالله مدني (ره) مانوس بود، روح تشنه خود را با نصايح ارزنده و هدايتگر آن شهيد بزرگوار سيراب ميكرد و در واقع در حساسترين دوران جواني به هدايت ويژهاي دست يافته بود.
به همين دليل از حضرت آيتالله مدني بسيار ياد ميكرد و رشد مذهبي خود را مديون ايشان ميدانست.
مهدي در مسير مبارزات سياسي عليه رژيم پهلوي نقش فعالي داشت و در مبارزات سياسي دوران دبيرستان، كينه عميقي نسبت به رژيم پهلوي پيدا كرد و زماني كه حزب رستاخيز شروع به عضوگيري اجباري ميكرد، شهيد زينالدين به عضويت اين حزب در نيامد و با سوابقي كه از او داشتند از دبيرستان اخراجش كردند و به ناچار براي ادامه تحصيل، با تغيير رشته از رياضي به طبيعي موفق به اخذ ديپلم شد و در كنكور سال 1356 شركت كرد و ضمن موفقيت، توانست رتبه چهارم را در بين پذيرفتهشدگان دانشگاه شيراز به دست آورد.
اين امر مصادف با تبعيد پدرش به جرم حمايت از امام خميني (ره) از خرمآباد به سقز و موجب انصراف از ادامه تحصيل و ورود جديتر ايشان در سنگر مبارزه پدرش شد.
پس از مدتي پدر شهيد زينالدين از سقز به اقليد فارس تبعيد شد. اين ايام كه مصادف با جريانات انقلاب اسلامي بود، پدر با استفاده از فرصت پيشآمده، مخفيانه محل زندگي را به قم انتقال داد. مهدي نيز همراه ساير اعضاي خانواده، از خرمآباد به قم آمد و در هدايت مبارزات مردمي نقش موثرتري را عهدهدار شد.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي جزو نخستين كساني بود كه جذب نهاد مقدس جهادسازندگي شد و با تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي قم براي انجام وظيفه شرعي و اجتماعي خود و حفظ و حراست از دستاوردهاي خونين انقلاب، به اين نهاد مقدس پيوست.
ابتدا در قسمت پذيرش و پس از آن به عنوان مسئول واحد اطلاعات سپاه قم انجام وظيفه كرد.
شهيد زينالدين در زمان مسئوليت خود در واحد اطلاعات كه همزمان با غائله خلق مسلمان و توطئههاي پيچيده ضدانقلاب در شهر خون و قيام قم بود، با ابراز نقش فعال خود و با برخورداري از بينش عميق سياسي، در خنثي كردن حركتهاي انحرافي و ضدانقلابي گروهكهاي آمريكايي نقش بسزايي داشت.
با آغاز تهاجم دشمن بعثي به مرزهاي ميهن اسلامي، شهيد زينالدين بيدرنگ پس از گذراندن آموزش كوتاه مدت نظامي، به همراه يك گروه 100 نفره خود را به جبهه رساند و به نبرد بيامان عليه كفار بعثي پرداخت.
پس از مدتي مسئول شناسايي يگانهاي رزمي شد و بعد از آن نيز مسئوليت اطلاعات عمليات سپاه دزفول و سوسنگرد را عهدهدار شد.
در اين مسئوليتها با شجاعت، ايمان و قوت قلب، تا عمق مواضع دشمن نفوذ ميكرد و با شناسايي دقيق و هدايت رزمندگان اسلام، ضربات كوبندهاي بر پيكر لشكريان صدام وارد ميآورد.
بخشي از موفقيتهاي به دست آمده توسط رزمندگان اسلام در عمليات فتحالمبين، مرهون تلاش و زحمات ايشان و همكارانش در زمان تصدي مسئوليت اطلاعات عمليات سپاه دزفول و محورهاي عملياتي بود.
شهيد زينالدين در عمليات بيتالمقدس مسئوليت اطلاعات عمليات قرارگاه نصر را برعهده داشت و به خاطر لياقت، ايمان، خلوص، استعداد رزمي و شجاعت فراوان، در عمليات رمضان به عنوان فرمانده تيپ عليابن ابيطالب (ع) انتخاب شد.
در عمليات رمضان، تيپ عليابن ابيطالب (ع) جزو يگانهاي مانوري و خط شكن بود و به حول و قوه الهي و با قدرت فرماندهي و هدايت ايشان در به كارگيري صحيح نيروها و موفقيت آن يگان در اين عمليات، به لشكر تبديل شد.
لشكر عليابن ابيطالب (ع) در تمام صحنههاي نبرد سپاهيان اسلام، عمليات محرم، والفجرمقدماتي، والفجر 3 و والفجر 4، خط شكن و به عنوان يكي از يگانهاي هميشه موفق، نقش حساس و تعيين كنندهاي را برعهده داشت.
صبر، استقامت، مقاومت جانانه و به يادماندني اين يگان، همگام با ساير يگانها در عمليات پيروزمندانه خيبر بسيار مشهور است. هنگامي كه دشمن از هوا و زمين و با انواع جنگافزارها و هواپيماهاي توپولوف و ميگ و بمبهاي شيميايي و پرتاب يك ميليون و 200 هزار گلوله توپ و خمپاره، جزاير مجنون را آماج حملات خويش قرار داده بود، او و يگان تحت امرش مردانه و تا آخرين نفس جنگيدند و دشمن زبون را به عقب راندند.
خصوصيات بارز او شجاعت و شهامت بود. خط شكن شبهاي عمليات و جنگيدن با دشمن در روز و مقاومت در برابر سختترين پاتكها به خاطر اين روحيه بود، روحيهاي كه اساس و بنيان آن بر ايمان و اعتقاد به خدا استوار بود.
مجاهدت دائمي او براي خدا بود و هيچگاه اثر خستگي روحي در وجودش ديده نميشد.
شهيد زينالدين در كنار تلاش بيوقفهاش، از مستحبات غافل نبود. اعتقاد داشت كه جبهههاي نبرد، مكاني مقدس است و انسان در اين مكان، به خدا تقرب پيدا ميكند. هميشه به رزمندگان سفارش ميكرد كه به تزكيه نفس و جهاد اكبر بپردازند. او همواره سعي ميكرد كه با وضو باشد. به ديگران نيز تاكيد مينمود كه هميشه با وضو باشند. به نماز اول وقت توجه بسيار داشت و با قرآن مجيد مانوس بود و به حفظ آيات آن ميپرداخت.
به دليل اهميتي كه براي مسائل معنوي قائل بود نماز را با خلوص مخصوصي به پا ميداشت. فردي سراپا تسليم بود و توجه به دعا، نماز و جلسات مذهبي از همان دوران كودكي در زندگي مهدي متجلي بود.
با علاقه خاصي به بسيجيها توجه ميكرد. محبت اين عناصر مخلص در دل او جايگاه ويژهاي داشت. براي رسيدگي به وضعيت نيروها و مطلع شدن از احوال برادران رزمنده خود به واحدها، يگانها و مقرهاي لشكر سركشي ميكرد و مشكلات آنان را رسيدگي و پيگيري ميكرد. همواره به برادران سفارش ميكرد كه نسبت به رزمندگان احترام قائل شوند و هميشه خودشان را نسبت به آنها بدهكار بدانند و يقين داشته باشند كه آنها حق بزرگي بر گردن ما دارند.
شيفتگي و محبت ويژهاي به اهل بيت عصمت و طهارت (ع) داشت. با شناختي كه از ولايت فقيه داشت از صميم قلب به امام خميني (ره) عشق ميورزيد. با قبلي مملو از اخلاص، ايمان و علاقه از دستورات و فرامين آن حضرت تبعيت ميكرد. به دقت پيامها و سخنرانيهاي ايشان را گوش ميداد و سعي ميكرد كه همان را ملاك عمل خود قرار دهد و از حدود تعيين شده به هيچ وجه تجاوز نكند. ميگفت ما چشم و گوشمان به رهبر است، تا ببينيم از آن كانون و مركز فرماندهي چه دستوري ميرسد، يك جان كه سهل است، اي كاش صدها جان ميداشتيم و در راه امام فدا ميكرديم.
او در سختترين مراحل جنگ با عمل به گفتههاي حضرت امام خميني (ره) خدمات بزرگي به جبههها كرد.
حفظ اموال بيتالمال براي شهيد زينالدين از اهميت خاصي برخوردار بود. همواره در مسئوليت و جايگاهي كه قرار داشت نهايت دقت خود را به كار ميبرد تا اسراف نشود. بارها ميگفت، در مقابل بيتالمال مسئول هستيم.
او خود را آماده رفتن كرده بود و همواره براي كم كردن تعلقات مادي تلاش ميكرد. ايثار و فداكاري او در تمام زمينهها، بيانگر اين ويژگي و خصوصيتش بود. براي اخلاص و تعهد آن شهيد كمتر مشابهي ميتوان يافت.
او جز به اسلام و انجام تكليف الهي خود نميانديشيد. در مناجات و راز و نيازهايش اين جمله را بارها تكرار ميكرد؛ اي خدا! اين جان ناقابل را از ما قبول بفرما و در عوض آن، فقط اسلام را پيروز كن.
از آنجا كه رزمندگان، ايشان را به عنوان الگويي براي خود قرار داده بودند، سعي ميكردند اخلاق و رفتارشان مثل ايشان باشد.
او شخصيتي چند بعدي داشت، شخصيتي پرورش يافته در مكتب انسانساز اسلام. خيليها شيفته اخلاق، رفتار، مديريت و فرماندهي او بودند و او را يك برادر بزرگتر و معلم اخلاق ميدانستند. زيرا او قبل از آنكه لشكر را بسازد، خود را ساخته بود.
اخلاق و رفتار او با توجه به اقتضاي مسئوليتهاي نظامياش كه داراي صلابت و قدرت خاصي بود، زماني كه با بسيجيان مواجه ميشد برادري صميمي و دلسوز براي آنها بود.
شهيد مهدي زينالدين در زمينه تربيت كادرهاي پرتوان براي مسئوليتهاي مختلف لشكر به گونهاي برنامهريزي كرده بود كه در واحدهاي مختلف، حداقل سه نفر در راس امور و در جريان كارها باشند.
در كنار اين بزرگوار صدها انسان ساخته شدند، زيرا رفتار و صحبتهايش در عمق جان نيروهاي رزمنده مينشست. بارها پس از سخنراني، او را در آغوش خويش ميكشيدند و بر بالاي دستهايشان بلند ميكردند.
او يكي از فرماندهان محبوب جبههها به شمار ميآمد. فرماندهي كه نور معرفت، تقوا، صبر و استقامت سراسر وجودش را فراگرفته بود و اين نورانيت به اطرافيان نيز سرايت كرده بود.
سردار رحيم صفوي فرمانده سابق سپاه درباره او ميگويد: شهيد مهدي زينالدين فرماندهي بود كه هم از علم جنگي و هم از علم اخلاق اسلامي برخوردار بود. در ميدان اسلام و اخلاق، توانا و در عرصههاي جنگ شجاع، رشيد، مقاوم و پرصلابت بود.
شهادت مزدي بود كه خدا براي مجاهدات بيشمار اين بنده برگزيدهاش قرار داده بود و در 27 آبان ماه سال 1363 شهيد زينالدين به همراه برادرش مجيد كه مسئول اطلاعات و عمليات تيپ 2 لشكر عليابن ابيطالب (ع) بود، براي شناسايي منطقه عملياتي از كرمانشاه به سمت سردشت حركت ميكنند. در آنجا به رزمندگان ميگويد، من چند ساعت پيش خواب ديدم كه خودم و برادرم شهيد شديم.
موقعي كه عازم منطقه ميشوند، رانندهشان را پياده كرده و ميگويند: خودمان ميرويم. حتي در مقابل درخواست يكي از رزمندگان، مبني بر همراه شدن با آنها، شهيد زينالدين به او ميگويد: تو اگر شهيد بشوي، جواب عمويت را نميتوانيم بدهيم، اما ما دو برادر اگر شهيد بشويم جواب پدرمان را ميتوانيم بدهيم.
فرمانده محبوب بسيجيها، سرانجام پس از سالهاي طولاني دفاع در جبههها و شركت در عمليات و صحنههاي افتخارآفرين، در درگيري با ضدانقلاب شربت شهادت نوشيد و روح بلندش را از اين جسم خاكي به پرواز درآمد تا در نزد پروردگارش ماوي گزيند.
به مناسبت فرارسيدن سالگرد شهادت اين فرمانده بزرگ اسلام، امشب و همزمان با سالروز شهادتش، يادوراه شهيد مهدي زينالدين و شش هزار شهيد استان قم با سخنراني رئيس مجلس شوراي اسلامي در مجتمع امام خميني (ره) قم برگزار ميشود.
|