|
کد خبر : 11840 |
|
۲۰:۲۹:۵۰ ۱۴ آذر ۱۳۸۷ |
|
مقدمه
از نظر آيات مباركه قرآن ترديدي نيست كه كعبه خانهاي كهن و منسوب به حضرت ابراهيم است اما بحث اين است كه آيا كعبه قبل از حضرت ابراهيم وجود داشته يا نه، همه مفسرين شيعه و اغلب مفسرين اهل سنت بر آنند كه كعبه قبل از ابراهيم وجود داشته و سابقه آن به زمان حضرت آدم بلكه قبل از آن بر ميگردد.چونكه ظاهر اطلاق آيه "ان اول بيت وضع للناس للذي ببكه مباركا" اين است كه كعبه با سابقه ترين معبد است و از آنجا كه همه انبياء براساس آيات (31 و 58 و 59 مريم و آيات ديگر) نماز و سجده ميگذاردند اگر در اين صورت بگوئيم قبله گاه آنها غير از كعبه بوده است با اطلاق آيه سازگاري ندارد. واز سوي ديگر اين آيه و آيه بعد در مقام بيان مزاياي خانه خداست كه نخستين مزيت آن، سابقه طولاني و ممتد داشتن ذكر شده است به اين معني كه محلي پيش از كعبه پرستشگاه عمومي مردم نبوده است والا اوّليت آن باطل خواهد شد و از سوي ديگر اين آيه در پاسخ به ايراد يهود در تغيير قبله به سوي كعبه است كه اعتراض كردند بيتالمقدس سزاوار به استقبال است چونكه قبل از كعبه ساخته شده و قبله عدهاي از انبياء بوده است، خداوند بوسيلة نزول اين آيه مباركه پاسخ فرمود اگر كعبه قبله قرار گرفت جاي تعجب نيست چون كه نخستين خانه توحيد و با سابقهترين معبد روي كره زمين است.همچنانكه تاريخ وساير منابع اسلامي هم دلالت دارند كه كعبه نه تنها قبل از بيتالمقدس وجود داشت بلكه از زمان حضرت آدم موجود بوده است و در تاريخ آمده كه از زمانهاي قديم تمام ملل و اقوام هند و فارس و كلدانيان و بودائيان و اعراب كه معتقد به پرستش بودند به كعبه احترام ميگذاشتند بطوري كه نوشتهاند از زمانهاي قديم هفت معبد بزرگ و عمومي بوده كه قديميتر از همه كعبه است از اين رو خاورشناس معروف انگليسي بنام موئير در كتابي كه دربارة شرح حال پيامبر اسلام نوشته از مورخي كه نيم قرن قبل از ميلاد مسيح بنام ديودور نقل كرده كه خانه كعبه قديميترين محلي است كه به عنوان بندگي خدا براي بشر ساخته شده است در جوامعروائي فريقين روايات زيادي نقل شده كه دلالت بر وجود كعبه از زمان آدم دارد كه برخي از اين روايت مربوط به دحوالارض است اما بحث اين است كه آغاز مراسم حج و سابقه تاريخي آن به چه زماني برگردد. آيا هم زمان با وجود كعبه بوده است يا از زمان حضرت ابراهيم ؟با توجه به اينكه درآيات قرآن ، حج و كعبه به حضرت ابراهيم نسبت داده شده لذا در اين مقاله بررسي تاريخي حج را در ضمن چهار دور، بطور جداگانه مورد بررسي قرار خواهيم داد.
1- قبل از حضرت ابراهيم
2- دوران حضرت ابراهيم
3- بعد از حضرت ابراهيم تا ظهور اسلام
4- زمان ظهور اسلام تا كنون
1- قبل از بعثت حضرت ابراهيم (ع)
با توجه به مقدمه كه وجود اجمالي كعبه قبل از زمان حضرت ابراهيم اثبات شد و با ضميمه اين مطلب كه كعبه اصولاً براي انجام مراسم حج بوجود آمده است از اين رو وجود اجمالي حج به كمك همان آيات و روايات كه توضيح آنها در مقدمه گذشت اثبات ميشود. شاهد اين مطلب تمسك امام صادق (ع) به همان آيات براي اثبات حج آدم و نوح و… ميباشد. قالالحلبي سئل ابوعبدالله (ع) عنالبيت اكان یحج قبل ان يبعث النبي (ص) قال نعم و تصديقه فيالقرآن قول شعيب حين قال موسي حيث تزوج علي ان تأجرني ثماني حجج ولم يقل ثماني سنين. و ان ادم و نوح حجا وسليمان بنداوود تدحج البيت بالجن و الانس و الطير و الريح و حج موسي علي جمل احمر يقول لبيك لبيك و انه كما قال الله ان اول بيت وضع للناس للذي ببكه مباركا و هدي للعالمين و قال و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل و قال ان طهراً بيتي للطائفين و العاكفين و الركع السجود و ان الله انزل الحجر لادم وكان البيت
روايت ديگر را زراره از امام باقر (ع) نقل ميكند كه از حضرت سؤال شد اكان يحج قبل ان يبعث النبي (ص) قال نعم لايعلمون ان الناس قد كان يحجون و نخبركم ان آدم و نوحا وسليمان قد حججواالبيت بالجن والانس و الطير و لقد حجه موسي علي جمل احمر يقول لبيك لبيك فانه كمانه قال الله تعالي: ان اول بيت وضع للناس للذي ببكه مباركاً و هدي للعالمين و همانطوري كه ملاحظه شد امام صادق و امام باقر (ع) براي اثبات حج انبياء سلف، تمسك به آياتي نمودند كه آن آيات دربارةكعبه بود اما از آنجائي كه كعبه ملازم با حج و كأنّ راز اصلي پيدايش كعبه انجام اين مراسم با شكوه حج است از اين رو امام (ع) تمسك به آيات فرمود و جالب اين است كه امام (ع) براي حج انبياء تعليل به اين آيات نمود و فرمود فانه كما قال الله.. و شايد وجه استشهاد امام صادق (ع) بر سه آيه اين باشد كه آيه اول مربوط به حج انبياء تا قبل از ابراهيم و آيه دوم زمان ابراهيم و آيه سوم مربوط بعد از زمان ابراهيم يعني سليمان و موسي باشد چون كه در آيه سوم، ابراهيم مأموريت يافت كه خانه خدا براي سه دسته (طائفين عاكفين و ركعالسجود) پاكسازي كند و روشن است كه مراد طواف كنندگان در زمان ابراهيم فقط نيست بلكه شامل آنهائي كه بعداً هم ميآيند ميشود. پس با تمسك به آيات ميتوان وجود اجمالي حج را از زمان آدم تا ابراهيم اثبات كرد. علاوه بر اين آيات، روايات خاص ديگري هم نقل شده كه دلالت بر انجام حج در اين برهه از تاريخ دارد كه ميتوان اين روايت را تحت عناوين زير ذكر نمود.
حج جبرئيل و ملائكه
ان رجلا سأل اميرالمؤمنين (ع) عن اول من حج من اهل السماء فقال جبرائيل
هم چنانكه كه امام صادق (ع) فرمود: بعداز اين كه آدم حجش را تمام كرد جبرئيل به او گفت هنيئاً لك يا آدم قد غفرلك لقد طفت بهذا البيت قبلك بثلاثه آلاف سنهو در روايت ديگر فرمود:
لما افاض آدم من مني تلقته الملائكه فقالوايا آدم برّحجك اما انه قد حججنا هذاالبيت قبل ان تحجه بالفي عام مؤيد اين روايات روايت ديگري است كه زراره به امام صادق عرض ميكند.
جعلني الله فداك اسئلك فيالحج منذ اربعين عاما فتفتيني فقال يا زراره، بيت يحج قبل آدم بالفي عام تريد ان تفني مسائله في اربعين عاما
حج آدم
بعد از جبرئيل و ملائكه اولين كسي كه خانه خدا را زيارت كرد و اعمال حج را انجام داد حضرت آدم است كه روايات در اين زمينه زياد است و مرحوم كليني در فروع كافي بابي زده بنام حج آدمو اين روايات در اكثر كتب تفسيري و جوامع روائي نقل شده است.
حج ساير انبياء
علاوه بر تعدادي از اين روايت كه در آغاز اين بخش ذكر شد روايات ديگري هم نقل شده كه دلالت بر وجود حج در اين برهه از تاريخ دارد. عن عليبن ابي حمزه قال، قال ليابوالحسن (ع) سفينه نوح كانت مأموره طافت بالبيت حيث غرقت الارض ثم اتت مني في ايامها ثم رجعت السفينه و كانت مأموره و طافت بالبيت طواف النساء هم چنانكه روايت لم يزل كانت معموره حتي زمن الطوفان هم دلالت بملازمه بر وجود حج در اين زمان خاص دارد چنان كه از اين جرير هم نقل شده كه.. فلما كان زمن الطوفان رفعه الله اليه فكانت الانبياء يحجونه ولايعملون مكانه حتي بوأه الله بعد ولابراهيم واعلمه مكانه از مجموعه آيات و روايات گذشته وجود اجمالي حج از زمان آدم تا زمان ابراهيم استفاده شده است اماكيفيت وچگونگي مراسم حج درآن زمان براي ما مبهم و مجمل ميباشد.
2- حج در دوران حضرت ابراهيم (ع)
آنچه كه از نظر قرآن امر مسلم و قطعي و انكارناپذير است وجود حج و احياء آن در زمان حضرت ابراهيم است واين مطلب را ميشود از آيات متعددي استفاده كرد كه صريحترين آنها آيه اذّن فيالناس بالحج يأتوك رجالا و علي ضامر يأتين من كل فج عميق ميباشد كه حضرت ابراهيم مأمور شد اعلان عمومي براي همه انسانهاچه آنهائي كه در آن زمان وجود دارند و چه بعداً ميآيند بنمايد. از اين رو بعضي از مفسرين فرمودند كه هر كس در هر زمان به حج مشرف ميشود در حقيقت لبيك به همان دعوت ابراهيم است چه اينكه در آيه مباركه يأتوك هست نه يأتوه چنانكه از آيه ديگر هم مطلب فوق استظهار ميشود و عهدنا الي ابراهيم و اسماعيل ان طهرا بيتي للطائفين و العاكفين و الركع السجود قدر متيقن اين آيه مربوط به طواف كنندگان و زائران در زمان حضرت ابراهيم ميباشد. به علاوه از آيه مباركه ارنا مناسكنا هم ميشود وجود اجمالي حج در زمان ابراهيم را اثبات كرد كه توضيح آن در بحث هاي بعد خواهد آمد.
پس اصل وجود حج در زمان ابراهيم يك امر مسلم است اما چگونه انجام ميگرفت چه مناسكي وجود داشت دقيقاً مشخص نيست اما فيالجمله از بعض آيات و روايات ميشود استظهار كرد كه اعمال ذيل در آن زمان وجود داشته و جزء مناسك حج بوده است.
1- طواف: از آيه طهر بيتي للطائفين
2- سعي: از ظاهر آيه ان الصفا والمروه من شعائر الله فحن حج البيت او اعتمر فلا جناح عليه ان يطوف بهما استظهار ميشود كه سعي قبل از اسلام وجود داشت و احتمالاً به زمان ابراهيم برگردد چون كه يكي از حكمتهاي وجود سعي همان هفت مرتبه سعي هاجر در بين كوه صفا و مروه براي پيدا كردن آب جهت رفع تشنگي اسماعيل ذكر كردهاند.
3- قرباني: آيات 102 تا 107 سوره مبارکه صافات مربوط به ذبح حضرت اسماعيل است.
4- رمي: از رواياتي كه در ذيل آيات مربوط به ذبح اسماعيل نقل شده استفاده ميشود كه رمي از آن زمان تشريح شده است.
5- وقوف در عرفات: بعض رواياتي كه در ذيل فوق و آيه ثم افيضوا حيث افاض الناس نقل شده ظهور در اين دارد كه يكي از اعمال مناسك حج در زمان ابراهيم وقوف در عرفات بوده است عن معاويهبن عمار قال سألت اباعبدالله (ع) عن عرفات لم سميت عرفات قال ان جبرئيل خرج بابراهيم يوم عرفه فلما زالت الشمس قال له جبرئيل يا ابراهيم اعترف بذنبك و اعرف مناسكك فسميت عرفات لقول جبرئيل له اعرف و اعترف
3- بعد ابراهيم تا ظهور اسلام
وجود حج در اين برهه از زمان هم جاي هيچ شك و شبهه نيست علاوه بر آيات و رواياتي كه در آغاز اين فصل گذشت آيات ديگر هم دلالت بر وجود حج و كيفيت بعضي از مناسك حج در اين زمان خاص دارد كه شرح آنها در ذيل ميآيد.
1- قال اني اريد ان انكحك احدي بنتي هاتين علي ان تأجرني ثماني حجج.. آيه مباركه در مورد ازدواج حضرت موسي با يكي از دختران شعيب است كه مهريه دخترش هشت سال كار قرار داده شد از اینکه به جاي ثماني سنين ثماني حج ذکر شد فهمیده می شود که در آن زمان آنقدر معروف بود كه معيار شمارش سال قرار می گرفت و از سوي ديگر بيانگر اين مطلب است كه در هر سال يكبار حج صورت ميپذيرد چنان كه امام صادق (ع) در جواب سائلي كه آيا قبل از اسلام مردم حج انجام ميدادند فرمود نعم و تصديقه فيالقرآن قول شعيب حين قال لموسي حيث تزوج ان تأجرني ثماني حجج و لم يقل ثماني سنين
2- وعهدنا الي ابراهيم و اسماعيل ان طهرا بيتي للطائفين و العاكفين و الركع السجود پيمان الهي از دو پيامبر بزرگوار اين بود كه كعبه را براي زائران و طوافكنندگان و معتكفان و ركوع وسجدهگذاران چه آنهايي كه الان موجودند و چه بعداً ميآيند پاك و پاكيزه نگه بدارند خصوصاً با عنايت به اينكه اين مأموريت در اواخر عمر حضرت ابراهيم به او ابلاغ شد و يقينآً مال زمان خاص نبوده است. شاهد قطعي اين برداشت روايتي بود كه قبلاً ذكر شد كه امام صادق (ع) براي اثبات حج حضرت موسي و سليمان و.. تمسك به همين آيه فرمودند.. ان آدم و نوحا حجا وسليمان بن داوود.. و حج موسي .. انه كمال قال الله.. و قال ان طهرا بيتي للطائفين والعاكفين .. توضيح بيشتر آن قبلاً گذشت. علاوه بر اين آيات، رواياتي هم راجع به حج موسي و سليمان و داوود و عيسي و… در كتب روائي نقل شده كه مرحوم كليني اينها را در فروع كافي تحت عنوان حجالانبياء جمعآوري نموده است. و از بعض روايت استفاده ميشود كه براي مردم جاي سوال بود كه آيا حج بوسيله اسلام تأسيس شد يا قبل از اسلام هم وجود داشت، از جمله روايتي كه زراره از امام باقر (ع) نقل كرده كه از حضرت سؤال كردند آيا قبل از بعثت پيامبر اكرم حج انجام ميگرفت يا نه؟ فرمود بله سپس تعبيري بكار برد كه دلالت بر استمرار حج در زمانهاي سابق دارد ان الناس كانوا يحجون آنگاه فرمود نخبركم ان آدم و نوحا و سليمان قد حجوا البيت … و لقد حجه موسي..
حج در زمان جاهليت
دسته ديگر از آيات نه تنها دلات بر وجود حج در زمان جاهليت دارد بلكه كيفيت بعضي از مناسك حج را نيز بيان نموده است كه آن آيات به شرح ذيل ميباشد.
1- ما كان صلاتهم عندالبيت الامكاء و تصديه
اين آيه ظهور دارد كه نماز و دعاي آنها موقع انجام حج به صورت صوت كشيدن و كف زدن بوده است.
2- ثم افيضوا من حيث افاض الناس و استغفرواالله ان الله غفور رحيم اين آيه ناظر به يكي از عادات مشركين مكه در زمان جاهليت است كه وقوف به عرفات را مال كساني ميدانستند كه از خارج مكه براي حج ميآمدند اما قريش و طوائف اطراف حرم و وابستگان قريش از اين كار معاف بودند چنان كه امام صادق (ع) در بيان اين آيه فرمود:
اولئك قريش كانوا يقولون نحن اولي الناس بالبيت و لايفيضون الا من المزدلفه فامرهم الله ان يفيضوا من عرفه اين امتياز و بعض امتيازات ديگر را اصطلاحاً حمس مينامند يعني قريش معتقد بودند كه چون از اولاد ابراهيم و سرپرستان خانه خدا و اهل حرم و ساكن مكه هستند و هيچ يك از عربها مقام و منزلت آنها را ندارند از اين رو براي آنها امتيازاتي وجود دارد كه براي ديگران نيست. استفاده كنندگان اين امتيازات را حمس ناميدهاند و لذا ميگفتند چون عرفات از محيط حرم خارج است پس وقوف در آن مربوط به اهل حرم نميباشد اما آيه مذكوره اينگونه امتيازات را لغو نموده است.
3- فاذا قضيتم مناسككم فاذكروالله كذكركم ابائكم او اشد ذكرا
اين آيه اشاره به يكي ديگر از عادات مردم جاهلي در موسم حج دارد كه پس از انجام مراسم حج، اجتماعي تشكيل ميداند و افتخارات موهومي كه از ناحيه پدران نصيبشان شده با تكيه بر ارزشهاي جاهلي ياد ميكردند و بدان ميباليدند چنان كه امام صادق (ع) در اين مورد فرمود:
و كانوا اذا قاموا بمني بعد النحر تفاخروا فقال الرجل منهم كان ابي يفعل كذا و كذا فقال الله تعالي فاذا افضتم من عرفات فاذكرواالله كذكركم ابائكم او اشد ذكرا همچنين امام باقر (ع) در بيان آيه فرمود: كانوا اذا فرغوا من الحج يجتمعون و يعدون مفاخر آبائهم و مأثرهم و يذكرون ايامهم القديمه و اياديهم الجسيمه فامرهم الله سبحانه ان يذكروه مكان ذكرهم آبائهم مخاهد الموضع او اشد ذكرا
4- انما النسيء زياده فيالكفر يضل به الذين كفرو يحلونه عاماً و يحرمونه عاما ليواطؤا عدّه ما حرم الله فيحلوا ما حرم الله زين لهم سوء اعمالهم و الله لا يهدي القوم الكافرين. اين آيه كريمه ناظر به يك سنت غلط جاهلي به نام نسئي به معني تغيير دادن جاي ماههاي حرام است كه اين عمل هر ساله طي مراسم خاصي در سرزمين مني انجام ميگرفت كه ناشي از سودجوئي آنها بود چون كه با اين تغيير و تحول قصد داشتند حج در موقعي بر پا شود كه منافع بازرگاني و تجارتي آنها هم تأمين گردد از اين رو سعي مينمودند كه حج در خرمترين ايام سال و آسانترين زمان براي رفت و آمدهاي تجاري انجام پذيرد اما از آنجائي كه حج بايد در ايام ذي حجه واقع شود وگاهي ذيحجه در فصل گرماي طاقت فرساي مكه ميافتد كه هم حجگزاران به زحمت ميافتادند و هم معادلات تجاري به نحو مطلوب انجام نميگرفت از اين رو با عمل نسيئي كاري ميكردند كه موسم حج همواره در فصل معتدلي واقع شود و اين عمل تا سال دهم هجرت ادامه داشت تا اينكه بوسيله پيامبر اكرم در حجهالوداع، استفاده از اين عمل ممنوع و باطل اعلام گرديد بلكه نسيئي با نزول اين آيه كفر محسوب گرديد تا مراسم حج بازيچهاي در دست سود جويان واقع نگردد.
5- ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلاً من ربكم
در زمان جاهليت اين توهم وجود داشت كه معامله و تجارت و باركشي و مسافربري به هنگام موسم حج حرام وگناه و موجب بطلان حج ميگردد اما خداوند با نزول آيه فرمود هیچگونه مانعی برای تجارت در ایام حج وجود ندارد بلکه بر اساس آیه ليشهدوا منافع لهم و رواياتي كه از ائمه (ع) نقل شده، يكي از حكمتهاي حج، منافع اقتصادي آن ميباشد .
6- يسئلونك عنالاهله قل هي مواقيت للناس و الحج و ليس البر بان تأتوا البيوت من ظهورها لكن البر من اتقي و اتوا البيوت من ابوابها و اتقوا الله لعلكم تفلحون
این آيه بنابر شأن نزولي كه بعضي از مفسرين ذكر نمودهاند اشاره به يك رسوم خرافي ديگر در موسم حج در زمان جاهلي دارد كه هر كس هنگاميكه لباس احرام را به تن كرد ديگر نبايد از راه معمولي و درب خانه وارد خانه شود بلكه در پشت خانه نقبي ميزدند كه به هنگام احرام فقط از اين را رفت و آمد كنند بطوري كه اين عمل نزد آنها بر و نيك شمرده ميشد چون كه يك نوع ترك عادت تلقي ميگرديد و از آنجايي كه احرام ترك عادت است پس از اين ترك عادت آنرا تكميل ميكردند اما خداوند با نزول اين آيه ملاك بر و نيكي را تقوي دانسته است.
7- ان الصفا والمروه من شعائرالله فمن حجالبيت اواعتمر فلا جناح عليه ان يطوف بهما
يكي از اعمال حج در جاهليت سعي بين صفا و مروه بود ولي در بالاي اين دو كوه دو تابت به نامهاي اساف و نائله نصب بود كه آنها به هنگام سعي براي اين دو بت احترام قائل ميشدند مسلمانان بخاطر سابقه اين موضوع، كراهت داشتند در ايام حج سعي بين صفا و مروه نمايند و تصور ميكردند اين يك عمل جاهلي است خداوند با نزول اين آيه آن تصورات را مردود دانسته و سعی بين صفا و مروه را يكي از شعائر دین مطرح نموده است چنانكه معاويهبن عمار از امام صادق (ع) روايت كرده كه آن حضرت در ضمن حديث
طولاني فرمود: ان المسلمين كانوا يظنون ان السعي بين الصفا و المروه شيئي صنعهالمشركون فانزل الله تعالي ان الصفا و المروه من شعائر الله .. الايه
از عادات ديگر جاهليت در مراسم حج، طواف در حال برهنگي است آنها معتقد بودند كه تأمين لباس احرام در اختيار قريش قرار دارد و اگر كسي جامه احرام تهيه نميكرد ميبايست برهنه طواف نمايد و طواف با لباس و پارچهاي كه از خارج حرم باشد را باطل ميدانستند چنانكه مرحوم فيض از امام صادق (ع) در اين باره روايت كرده كه آن حضرت فرمود: و كان سنه منالعرب فيالحج انه من دخل مكه و طاف بالبيت في ثيابه لم يحل له امساكها و كانوا يتصدقون بها و لايلبسونها بعدالطواف فكان من وافي مكه يستعير ثوبا و يطوف فيه ثم يرده و من لم يجد عاريه اكتري ثيابا و من لم يجد عاريه و لاكري و لم يكن له الاثواب واحد طاف بالبيت عريانا فجائت امراه منالعرب و سيمه جملهيه .. فطاف بالبيت عريانا و اشرف لها الناس. بعضي از مفسرين اين عادت زشت جاهليت را در ذيل آيه : اذا فعلوا فاحشه قالوا وجدنا عليها ابائنا والله امرنا بها قل ان الله لا يأمر بالفحشاء اتقولون عليالله ما لاتعلمون ذكر كردهاند و مراد از فحشاء يا يكي از مصاديق آنرا همين عمل قبيج جاهلي دانستهاند.
عادت ديگر آنها در مراسم حج اين بود كه ميگفتند هر كس از خارج حرم براي زيارت خانه خدا بيايد نميتواند از غذاي حل استفاده كند بلكه بايد از غذاي اهل حرم استفاده كند و اين عمل در عين اينكه يك بدعت بود سود فراواني براي قريش كه خود را متوليان حرم ميدانستند در برداشت که بعضي از مفسرين اين عادت را در ذيل آيه : قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده والطيبات من الرزق . يا ذيل آيه قبل ذكر كردهاند.
جمعبندي
از مجموعه آيات و روايات استفاده شد كه حج در اين برهه از تاريخ نه تنها وجود داشت بلكه يك امر معروف و مشهور بوده بطوري كه معيار شمارش سال قرار گرفته بود و در هر سال اين عمل عبادي انجام گرفت. منتهي به وسيله سودجويان و قدرتطلبان، حج از حقيقت اصلي و توحيدياش منحرف گشته و هر كس براي منافع شخصي يا گروهي چيزي را بر آن اضافه يا جايگزين نموده است و عبادت مردم در پاكترين مركز عبادت، تبديل به صوت كشيدن و كف زدن و فحشاء و تفاخرات موهومي و آلوده به انواع بدعتها و خرافات گرديده است و كانون توحيدي كه بوسيله ابراهيم پاكسازي شده بود تبديل به بتخانه و بتكده گرديد به طوري كه هر گروهي كه به مكه ميآمد براي خود بتي داشت و در مقابل آن تعظيم و كرنش ميكرد.
4-حج از زمان ظهور اسلام تاكنون
اين برهه از زمان را به سه دوره تقسيم ، سپس هر دوره به طور جداگانه مورد بررسي واقع خواهد شد.
1- حج در زمان پيامبر اكرم (ص)
2- حج در زمان ائمه معصومين (ع)
3- حج در عصر كنوني
1- حج در زمان پيامبر اكرم (ص)
از بحث قبل نتيجه گرفته شد كه حج در فاصله زماني بين حضرت ابراهيم و بعثت پيامبر اكرم از معناي حقيقي خود خارج و دچار تحريف گرديد و كانون توحيد كه قهرمان توحيد ايجاد كرده مبدل به بتخانه و آلوده به مشتي خرافات و موهومات و بدعت ها گشت و اين وضع با ظهور اسلام تا زمان فتح مكه يعني سال هشتم هجرت باقي ماند چونكه مكه و كعبه تا آن زمان در دست مشركين و سران قريش بود ا ز اين رو مراسم حج بر همان اساس جاهليت انجام ميگرفت پيامبر اکرم (ص) در سال ششم هجرت با نزول آيه اتموا الحج و العمره تقريباً با 1400 نفر از مدينه به قصد حج خارج شد و در مسجد شجره محرم گرديد. اما از آنجائيكه مكه هنوز در سيطره و سلطه مشركين بود جلوي كاروان حج را گرفتند كه منجر به صلح حديبيه گشت و آيه مباركه : لقد رضيالله عن المؤمنين اذ يبايعونك تحت الشجره در آن زمان نازل گرديد. پيامبر اكرم (ص) با اصحاب خود به مدينه برگشتند اما براساس يكي از بندهاي صلح حديبيه، پيامبر در سال بعد تقريباً با 2000 نفر و هشتاد شتر قرباني عمرهالقضاء را انجام دادو مسلمين با شكوه و جلال خاصي لبيك گويان در حاليكه عبداللهبن رواحه شتر پيامبر را در دست داشت وارد مكه شد و قريش براي اينكه اين صحنه دشوار را نبينند مسجدالحرام را خالي و بر فراز كوه ابوقبيس به تماشا ايستادند پيامبر سواره وارد مسجدالحرام و سواره طواف نمود و بعد از پايان عمره به مدينه برگشتند و اين اولین عمرهاي بود كه در اسلام رسماً انجام پذيرفت.
عمره رسمي دوم در سال هشتم هجرت در فتح مكه انجام گرفت كه پيامبر در اين سال همچون ابراهيم خليل مشغول پاكسازي حريم قدس كعبه از بت و بتپرستي گشت و با تلاوت آيه قل جاءالحق و زهق الباطل بتها را يكي پس از ديگري به زمين كشيد.
اما اولين حج واجبي كه رسماً بعد از بعثت پيامبر اكرم انجام گرفت در سال نهم هجري بود كه خود پيامبر به عللي شخصاً در آن شركت نفرمود و اميرالحاج در آن سال حضرت امير (ع) بوده است و در اين سال بود كه سوره برائت نازل شد و پيامبر (ص)
علي (ع) را مأموريت داد كه براي اعلام جدائي كامل مرز توحيد از شرك و كفر و جدائي صفوف مسلمين از صفوف كفار چند آيه از اوائل سوره برائت را همراه با قطعنامهاي در مجمع عمومي حج براي مردم قرائت كند. و اين سال از يك طرف آخرين سال شركت مشركين در مراسم حج بود و از سوي ديگر اولين سالي بود كه مسلمين و مشركين با هم مراسم حج را رسماً انجام دادند.
اما بزرگترين و شكوهمندترين حج در اسلام در سال دهم هجرت واقع شد كه پيامبر اكرم شخصاً در آن شركت نمود و عملاً مناسك و اعمال واقعي حج را به مسلمين تعليم داد و فرمود خذوا عني مناسككم همانطوري كه در مورد نماز فرمود صلوا كما رايتموني اصلي.
ابتداء و انتهاء اين مراسم با مجموع خطبههاي آن حضرت در جوامع روائي و تاريخي فريقين نقل شده است و پيامبر در اين حج سعي و تلاش داشت كه مناسك حج را از آلودگيهاي شرك جاهلي و بدعتها و خرافات پاكسازي نمايد و اين اولين حجي بود كه هيچ مشركي حق شركت در آن نداشت از اين رو تمام ويژگيهاي حج جاهلي نفي و محتواي توحيدي حج در قالب مناسك حج بوسيله پيامبر مكرم اسلام عملاً و منطقا بيان شد و هر گونه امتياز طلبي و تبعيض لغو و حتي اختلافات ظاهري بركنار و همه با يك شكل و يك لباس و يك نوع عمل به انجام مناسك حج پرداختند و بدينوسيله علاوه بر تعليم صحيح مناسك حج، عظمت اسلام و مسلمين به نمايش گذاشته شد. و اين اولين و آخرين حجي بود كه پيامبر شخصاً در جمع مسلمين شركت نمود اما اينكه پيامبر چند تا حج و عمره انجام داد اختلاف نظر وجود دارد و در بعض روايات تا 20 حج براي پيامبر ذكر شده كه حضرت مخفيانه انجام داده است چنانكه فرمود حج رسول الله عشرينحجات مستتراً
همچنانكه در سال وجوب حج در اسلام هم اختلاف نظر وجود دارد كه آيا در سال ششم هجرت با نزول آيه و اتموالله الحج و العمره واجب شد يا در سال نهم و يا در سال دهم با نزول آيه و اذن فيالناس بالحج كه پيامبر تصميم به حج گرفت.
2- حج در زمان ائمه معصومين (ع)
از آنجايي كه امامان معصوم تجسم خط راستين اسلام ناب محمدي و وارثان صالح پيامبر و احياگر سنت رسولالله و مروج فرهنگ اصيل اسلام و حافظان زحمات رسول مكرم اسلام و... هستند و در طول تاريخ زندگيشان با بذل جان و مال در حفظ و نگهداري آن كوشيدند. و امامام معصوم به تعبير امام سجاد (ع) فرزندان راستين مكه و مني و كعبه و... و پاسدار روح كعبه هستند و با حضور فكر ي و تبليغي و شخصي و عيني خود، در حفظ و حراست حج از هر گونه تحريف، هيچگونه مضايقهاي نداشتند. چونكه حج يكي از سنگرها و پايگاههاي مهم براي ترويج و احياي فرهنگ غني اسلام است از اين رو ائمه (ع) در طول زندگي، اصرار بر حضور شخصي خود در حج داشتند كه سفرهاي متعدد امامان و خطبه و سخنرانيهاي آنها در مواضع مختلف حج، گوياي حساسيت امامان معصوم بر مسئله حج است كه از هر فرصت مناسب در مسجد الحرام وعرفات و.. استفاده نموده و به تشكيل جلسه و ايراد سخنراني ميپرداختند چنانكه امام حسين (ع) براي حفظ قداست كعبه و حرم حاضر شد حج را ناتمام و به بيابانها آواره گردد تا حريم امن الهي دچار خدشه نگردد.
روايات و احاديثي كه دربارة اهميت حج و بخشهاي مختلف اين نوشته و جوامع روايي از امامان معصوم نقل شده شاهد گويا بر اهميت و عظمت اين فريضه الهي و از سوي ديگر نشانهاهتمام ائمه بر حفظ و حراست حج از هر گونه تحريف است و بنابر روايات مختلفي امام زمان (ع) در عصر غيبت در هر سال در مراسم باشكوه حج شركت مينمايند چنانكه امام صادق(ع) در اين زمينه فرمود: یفقد الناس امامهم يشهد الموسم فيراهم و لايرونه
همچنان كه از محمدبن عثمان يكي از نواب خاص امام زمان (ع) نقل شده است والله ان صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنه فيري الناس و يعرفهم و يرونه و لايعرفونه.
3- حج در عصركنوني
از آنجائي كه مراسم با شكوه حج مهمترين سنـگر و پايـگاه بـراي تـرويج اسلام نـاب
محمدي (ص) است و آثار و فوايد مختلفي در تمام زمينههاي فردي و اجتماعي، مادي و معنوي، سياسي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي به همراه دارد و از سوي ديگر موجب اتحاد مسلمين جهان و شكوه و عزت اسلام و در مقابل، موجب ضعف و زبوني دشمنان اسلام و مسلمين ميگردد از اين رو همه كساني كه به نحوي منافعشان از طريق انجام حج به خطر ميافتد سعي بر آن داشته و دارند كه حج را از مسير واقعي آن منحرف و بياثر و بيخاصيت گردانند كه شيطانيترين راه براي تأمين اين اهداف شوم. ابقاي ظاهري حج و بيمحتوي كردن آن است خصوصاًَ در اين چند سال اخير كه پای استعمار به كشورهاي اسلامي باز شده و متوجه عظمت و قدرت حج شدند و فهميدند كه انجام صحيح حج با منافع آنها سازگاري ندارد به كمك سلاطين خود فروخته و وعاظ درباري درصدد بيروح و بيخاصيت كردن حج بر آمدند كه متأسفانه تا حدودي موفق شدند و اين اهرم قوي و بينظير را از دست مسلمين گرفتند.
اين اولين بار نيست كه حج دچار تحريف گشت بلكه در دوران جاهليت هم مورد تحريف واقع شد كه با ظهور اسلام و بعثت نبيمكرم احياء و مورد پاكسازي واقع شد.
اگر در آن روز كفار قريش بت و .. را ميپرستيدند و اعمال حج را آلوده به انواع خرافات و بدعتها كرده بودند امروز هم بتهاي غرب مورد پرستش واقع ميشوند و اعمال حج آلوده به انواع موهومات و بدعتها توسط وهابيها گرديده است كه اين بار نداي بازگشت به حج ابراهيمي از حلقوم پاك و نوراني بتشكن قرن حضرت امام خميني (رضوانالله تعالي عليه) نواخته شده است و ملت مسلمان ايران با الهام از رهنمودهاي حضرت امام و مقام معظم رهبري حضرت آيهالله خامنهاي مصمم است حج را به همان حقيقت اصلياش برگرداند و حج واقعي را از حج آمريكايي جدا وفرياد برائت از ظالمان و ستمكاران را به پيروي از حضرت علي (ع) هر چه رساتر به گوش جهانيان برسانند و دست برادري و اتحاد را هر چه بيشتر بفشارند و از هر گونه عمل تفرقه انگيز خود داري بنمايند بلكه از گرفتارهاي برادران ايماني مطلع و در رفع آن در حد وظيفه اسلامي و وجداني كوشش نمايند و در راه استقلال و ريشهكن كردن سرطان استعمار همفكر و همپيمان شوند و براي آزادي سرزمين اسلامي فلسطين چاره اي بينديشند.
فهرست منابع
1- آلوسي بغدادي - علامه شهابالدين السيد محمود روح المعانی بيروت، لبنان دار احياء التراب العربي
2- ابن بابويه قمي (صدوق) – منلايحضره الفقيه- بيروت – دارصعب دارالتعاريف 1401 ق
3- ابن فارس– احمد – مقایيس اللغه – چاپ دوم- مصر– مكتبهمصطفيالبابي الحبلي – 1389ق
4- امام خميني – روح الله – تحريرالوسيله – بيجا- بينا- بيتا
5- جوادي آملي- عبدالله- جرعهاي از بيكران زمزم – چاپ اول- تهران – معاونت آموزش و تحقيقات رهبري – 1371 ش
6- جوهري – اسماعيل بن حماد – الصحاح تاج اللغه – چاپ چهارم – بيروت و لبنان – دارالعلم للملايين- 1407 ق.
7- الحرالعاملي – محمد بن حسن – وسائل الشيعه – چاپ اول- قم – مؤسسه آلالبيت- لاحياءالتراب-1409 ق
8- رازي – فخرالدين - تفسير كبير- سوم
9- راغب اصفهاني – ابيالقاسم الحسين بن محمد – المفردات – بيروت و لبنان – دارالمعرفه
10- زمخشري – محمد - كشاف – بيروت و لبنان – دارالكتب العربي
11- سيوطي – جلالالدين – درالمنثور- چاپ اول – بيروت و لبنان- دارالفكر – 1403 ق
12- السيوري- جمالالدين المقدادبنعبدالله -كنزالعرفان في فقه القرآن- چاپ چهارم – تهران –
انتشارات مرتضوي- 1410 ق
13- صادقي محمد- الفرقان في تفسيرالقرآن– چاپ اول- تهران- انتشارات مرتضوي-1410ق
14- طباطبائي(علامه) – سيد محمد حسين – الميزان قم – منشورات جامعه مدرسين- 1403 ق
15- طبرسي– ابوعلي فضلبن حسين- مجمعالبيان- قم- مكتبه آيهالله مرعشي نجفي- 1403ق
16- عروسي حويزي- عبدعليبن جمعه- نورالثقلين – چاپ دوم – قم – مؤسسه اسماعيان
17- عميد زنجاني- عباسعلي – در راه برپائي حج ابراهيمي- چاپ اول- سازمان چاپ و انتشارات ارشاد اسلامي – 1366 ش
18- فيض كاشاني – محسن – تفسير صافي – بيروت، لبنان – مؤسسه الاعلمي
19- فيومي احمد – مصباح المنير – چاپ اول- قم – دارالهجره- 1405 ق
20- كليني رازي– محمد– فروع كافي– چاپ سوم- بيروت،لبنان– دارصعبدارالتعارف-1401ق
21- مجلسي- محمد باقر- بحارالانوار- چاپ سوم – بيروت ، لبنان- دار احياء التراث العربي- 1403ق
22- محمد ري شهري- محمد- ميزان الحكمه- قم – مكتب الاعلام الاسلامي- 1403 ق.
23- معاونت آموزش و تحقيقات- بعثه مقام معظم رهبري- ميقات حج-
24- ملكي تبريزي- ميرزا آقا جواد- المراقبات- قم – دارالمثقفالمسلم- 1363 ش.
25- نجفي – محمدحسن- جواهرالكلام – چاپ هفتم- بيروت، لبنان- داراحياء التراثالعربي
|