|
مديران براي وقت مردم ارزش بيشتري قائل شوند |
|
|
|
کد خبر : 17200 |
|
۲۲:۴۶:۳۶ ۰۹ تير ۱۳۸۸ |

تجمع تعداد زيادي از مردم بهشهر پشت در يكي از ادارههاي اين شهرستان به دليل برگزاري همايش نيازمند توجه بيشتر مديران به وقت ارباب رجوع است.
پس از همايش سه ساعته چند روز پيش در يكي از ادارههاي اين شهرستان و هنگام خروج، به همراه همكاران شاهد حضور مردمي بوديم كه زير آفتاب سوزان دم ظهر خسته و پريشان منتظر اجازه ورود نگهبانان به داخل اداره هستند، مردمي كه از راه دور و نزديك كاغذ و پرونده به دست اعم از مرد و زن و كودك با نگاههاي خود حرف ميزدند و در عمق نگاه آنها ميتوانستي به راحتي عصبانيت را بفهمي.
اينكه وقت طلاست، طلاييترين جمله و تلنگري براي همه است كه خواسته يا ناخواسته ميگذرد و ما به عنوان اشرف مخلوقات عالم ميتوانيم همه چيز را در مشت خود بگيريم، پس چرا اين طلاي سيار را تسخير نكنيم تا به پيشرفت برسيم.
برخي روزها با تجمع مردم در ورودي در ادارهها و يا پشت در اتاق مديران مواجه ميشويم كه هر كدام كاغذ يا پرونده به دست منتظر اجازه ورود هستند و مسئولان دفاتر روساي ادارهها در پاسخ به انتظار مردم يا ميگويند رئيس جلسه دارد و امروز وقت ندارد، فردا بياييد و يا ميگويند رئيس در حال پيشنويس برنامههايش براي فلان جلسه است و سرش خيلي شلوغ است و اگر ميخواهيد ميتوانيد منتظر بمانيد.
البته اين قبيل پاسخها ممكن است برخيهايي را كه حوصله ندارند، راضي كند و زود قبول كنند و برگردند، اما عدهاي هم هستند كه زبان به شكايت باز ميكنند و آن وقت همه چيز را زير سئوال ميبرند و شايد به اين حد آگاهي رسيدهاند كه برخي كارمندان و معاونان هيچ گاه نميتوانند نقش خود را خوب ايفا كنند و ارباب رجوع به ناچار دست به دامان مدير ميشود تا شايد گرهي از كار او گشوده شود.
سياست «امروز برو فردا بيا» در عصر ارتباطاتي كه اهميت به وقت خود و ديگران براي رسيدن به توسعه و پيشرفت جاي ممتازي دارد، بسيار كهنه و بياهميت است، به نكته نخست برميگرديم اينكه آيا واقعا پشت درهاي انتظار، رئيس جلسه دارد درست است يا نه و آيا اينكه جلسه او آنقدر داراي اهميت است كه بسياري پشت درب آن هم براي ساعات طولاني منتظر بمانند يا خير سئوالاتي است كه نياز به تامل دارد.
گاهي وقتها شاهد هستيم وقتي در اتاق رئيس باز ميشود، درست زماني كه منشي يا مسئول دفتر ميگويد رئيس جلسه دارد، ميبينيم تنها يك نفر و يا چند نفر در اتاق هستند و ميز رنگ و وارنگي هم چيده شده است و اينجاست كه ارباب رجوع به اصل جلسه داشتن يا نداشتن رئيس شك ميكند، پس از پايان به اصطلاح جلسه ماهيت افراد مشخص ميشود، يكي دوست و يكي فاميل و يكي آشنا و يكي ديگر شهروند كت و شلواري ادكلن زده كه هر كدام لبخند رضايتمندانهاي هم بر لبانشان نقش بسته است.
گاهي هم رئيس واقعا جلسات محرمانه يا غيرمنتظره دارد و كسي منكر اين نشستها نيست.
برخي مواقع هم همايشهايي به مناسبتهاي مختلف در برخي ادارهها كه داراي فضاي بزرگتري هستند، انجام ميشود و مردم هم به ناچار بايد پشت در ادارهها و در نگهباني يا سالن انتظار آنقدر بنشينند تا سخنرانيها و برنامهها تمام شود، معمولا در اين قبيل برنامهها از تمام پرسنل دعوت ميشود و در واقع همه به مرخصي ساعتي ميروند و اداره براي ساعاتي تعطيل است.
اما انصاف است بگوييم مگر مردم چه گناهي كردهاند كه اطلاعي از برنامهها ندارند و به اميدي از ديگر كارهاي خود مثلا از اداره، خانه، بچه، زن يا مادر و پدر پير و مريض خود گذشتهاند و به دنبال رفع گرفتاريهايشان آمدهاند، آن وقت بايد ساعتهاي طولاني را هم منتظر بمانند.
حال سئوال اين است، چرا برنامههايي را كه ميشود به راحتي در ساعاتي ديگر برگزار كرد، در ساعات اداري كه مختص پاسخگويي به ارباب رجوع است بايد انجام شود، آيا گمان نميكنند مردم بسياري هستند كه ميگويند مديران براي راحتي كار خود كه مغاير با وظيفه اصلي آنها يعني خدمت به مردم است، در اين ساعات، جلسه، همايش يا نظاير آن برگزار ميكنند.
و حالا هم كه بنا به دلايلي از جمله ترافيك كاري چنين برنامهاي در چنين ساعتي تدارك ديده شده است، چرا برخي مديران و مسئولان كه پشت تريبون قرار ميگيرند، نگاهي به ساعتشان نمياندازند و جالب است همه حرفهايشان را در 10 يا 20 دقيقه آخر ميزنند، آيا اين بهتر نيست كه همه حرفهايشان فقط در 10 يا 20 دقيقه مفيد و خلاصه يعني اول و آخر كلامشان باشد.
چرا مديران ميخواهند همه مثالها، ضربالمثلها، داستانها و روايتها را براي يكديگر بازگو كنند تا به اصل مسئله برسند، مگر نه اينكه همه مديران معدني از اين سخنان را با خود دارند، پس چرا واقعيت و اصل برنامه و عملكرد در حاشيه قرار ميگيرد و ذهنها به سمت داستان و روايت ميرود و وقت مردم گرفته ميشود.
البته در اينجا از توضيح درباره همايشهايي كه داراي محتواي اندك با صرف هزينه و وقت زياد برگزار ميشود، عبور ميكنيم.
واقعيت اين است كه مردم تا مشكل، نظر، حرف و درخواست نداشته باشند به ادارهها مراجعه نميكنند و مسئولان براي اين هستند تا پاسخگوي خواستههاي مردم از هر طيف و با هر منظر و شخصيت باشند، بنابراين همه بايد براي وقت خود و ديگران ارزش بيشتري قائل شويم، در اتاق مديران بايد به روي همه باز باشد، به جز موارد ضروري كه رئيس وقت كافي ندارد، ارباب رجوع پشت در منتظر نباشد، مدير بايد همچون طبيبي دلسوز باشد كه درد بيمار خود را تشخيص دهد و او را منتظر نگذارد، عادت كنيم تا بخاطر اينكه وقت ديگران را گرفتهايم حتي در مقام رئيس از مردم عذرخواهي كنيم، ساعاتي هم وجود دارد كه رئيس ميتواند با دوستان، آشنايان و همكاران خود صحبت كند، پس وقت ارباب رجوع نبايد تلف شود، زيرا با اين كار ارزش مديريتي كم ميشود و ذهن مردم به سمتي ميرود كه شايسته مديران اجرايي و نظارتي جمهوري اسلامي ايران نيست./فارس
|