|
پاسخ محکم خبرنگاربه جوابیه توهينآميز تربيتبدني مازندران |
|
|
|
کد خبر : 23423 |
|
۰۷:۱۷:۳۱ ۰۸ مرداد ۱۳۸۹ |

مرقومه تند و سراسر توهین روابط عمومی اداره کل تربیت بدنی در پاسخ به نوشته اینجانب هرچند موجب شگفتی همکاران خبرنگار و خوانندگان خوب سایت شمال نیوز شد ولی برای برای من که در دوماه گذشته با این لحن طلبکارانه و آمرانه بارها و بارها روبرو شده و گاه و بی گاه در نقد مطالب منتشره در ویژه نامه های استانی روزنامه خبر ورزشی با آن روبرو بوده ام چیز عجیبی نیست. اما آنچه سبب شد تا این نقد را بر جوابیه دوستان بنویسم نه اصرار و ابرام بر پاسخگویی شبهات بلکه پافشاری دوستان و همکاران نشریات مختلف استانی بوده که از عصر دیروز لطف آنان بیش از پیش شامل حالم شده است.
از توهین ها و اتهامات بی پایه و اساس منتسبه می گذرم چراکه نظرات خوانندگان سایت و ابراز محبت همکاران مرا در راهم مصمم تر و اعتقادم را به نوشته هایم دو چندان ساخت. اما در خصوص بندهای ششگانه جوابیه سخنانی است که اگر چه مطمئنم دوستان تربیت بدنی آن را به خوبی می دانند ولی به راحتی هم آنرا کتمان می کنند.
در خصوص بند اول، آقای یعقوبی قطعاً خوب به یاد دارند در روزی که در معیت مدیرکل تربیت بدنی مازندران به دفتر خبرورزشی تشریف آوردند جناب آقای پریچهره در حضور چند تن از همکاران مطبوعاتی رسانه های مختلف استان صراحتاً ار ارسال نامه به فدراسیون کشتی در خصوص دعوت از خبرنگاران تهرانی و پذیرایی از آنان در هتل بیان داشتند که فایل صوتی آن موجود بوده و در صورت تمایل این عزیزان آمادگی انتشار آن از طریق همین سایت را دارم.
اما در خصوص بند دوم و تأکید بیش از حد این عزیز در استفاده بیش از حد از لفظ جوان و اشاره به سال تولد نگارنده باید عرض نمود بکار بردن این کلمه در نقد اینجانب تنها به دلیل استفاده مکرر مدیران محترم اداره کل از این لفظ در نزد اصحاب رسانه و استمداد از آنان جهت حمایت از شخص آقای یعقوبی بوده و لاغیر. و در خصوص سابقه و تجارب کاری هم باید این سوال را پرسید که این عزیز با کدام سابقه ی مطبوعاتی یا تحصیلات مرتبط با روابط عمومی در حالی طلب مقایسه می کند که انتصابش بدون هماهنگی با سازمان ورزش بوده و هنوز حکم استخدامش قراردادی است.
در جوابیه ارسالی عزیزان، فوتبال نویس خوانده شده و مورد سوال واقع گردیده ام که چرا در خصوص کشتی سخن گفته ام. جای بسی خوشبختی است که این داستان سبب شد تا دوستان مدعی فضل ، پس از مدت ها ما در جرگه فوتبال نویسان به حساب آورده اند. واما در خصوص این ادعا که می بایست بصرف فوتبالی بودن نباید در مقوله کشتی وارد شد باید گفت ضعف های برگزاری این جام آنقدر اظهر من الشمس است که هر نگارنده بدون اطلاعی چون من هم می تواند درباب آن سخن گوید.
ملال انگیزترین قسمت این جوابیه آنجاییست که از همکاران خبرنگار و اصحاب رسانه های استان انتظار مهمان نوازی به رسم مازندرانی ها را داشته و از آنان مطالبه ی این موضوع را می نمایند که خود زحمت دعوت از همکاران تهرانی را بکشند. دوستان یا وظایف خود را به درستی نمی دانند یا تجاهل به ندانستن می کنند. اگر موضوع تور مازندران و حلوا حلوا کردن آن عزیزکردگان تهرانی صحت ندارد پس چرا ما باید خود از آنان دعوت به حضور نماییم و دست به سینه و کمربسته آماده پذیرایی آنان باشیم و اگر بحث بحثِ پوشش خبری مسابقات است و باید از خبرنگاران پایتخت نشین دعوت کرد پس همان ضرب المثل دوست داشتنی خودمان و بوقلمون مورد نظر تداعی اذهان می شود.
سرپرست محترم روابط عمومی اداره کل و مشاوران محترمش که در طول دو ماه اخیر پشت ایشان سنگر گرفته و از فحوای جوابیه ردپای آنان به خوبی نمایان است به خود زحمت خواندن دوباره نوشته نگارنده را دهند چرا که در هیچ جایی از آن نوشته از این عزیزان درخواست انتخاب خبرنگاران نشده و ادعای حذف بعضی از همکاران توسط حراست نیز توسط ایشان طرح گردیده که بر اساس یک عادت قدیمی مکالمه تلفنی میان ایشان و بنده نیز ضبط گردیده و آماده انتشار است.
در ادامه به زیباترین جای بحث می رسیم که تمام این داستانها از گور آن بلند شده است. تشکیک نگارنده در خصوص بین المللی بودن جام پیش رو موجب ناراحتی دوستان گردیده است. هرچند از نگاه عزیزی که زحمت تهیه جوابیه را برای روابط عمومی تربیت بدنی کشیده به دلیل علاقه وافر به فوتبال صلاحیت اظهار نظر در کشتی را ندارم اما باید خدمت آن عزیز و دوستان روابط عمومی عرض شود بر گوری فاتحه می خوانند که در آن میتّی نیست. در حالی با افتخار از دو به اصطلاح اسطوره ورزش کشتی سخن گفته می شود که حتی زحمت سفر از ینگه دنیا را به خود نمی دهند. کمتر از یکسال از لغو همین جام در سال گذشته می گذرد و اگر حافظه آقایان جواب دهد شرط عبداله موحد جهت پذیرش حضور در ایران را به یاد خواهیم آورد که صراحتاً برگزاری جام با این سطح را غیرقابل قبول خوانده بود و رنج سفر را منوط به بالا بردن سطح مسابقات و شرکت تیمها و کشتی گیران مطرح تری کرده بود. حالا هم جهت توجیه نیامدن این به اصطلاح اسطوره، دست به دامن انواع خیال پردازیهای کودکانه شده و یکی را از ناحیه لگن دچار شکستگی کرده و دیگری را به دلیل ناراحتی قلبی ممنوع السفر می کنیم.
نگارنده علیرغم آنکه از پایه و اساس برگزاری این جام را غلط می دانست اما به جهت زحمات مجریان برگزاری و ترس از متهم شدن به سهم خواهی، از نوشتن نقد در این خصوص در ویژه نامه استانی پرتیراژترین نشریه ورزشی کشور خودداری نمود اما حال که دوستان ما را به زورآزمایی و فاش نمودن حقایق دعوت می کنند باید گفت: اساساً چرا باید هزینه بیت المال را خرج کسانی کرد که در روز امتحان و سختی عطای ماندن را به لقایش بخشیدند و با اهل و عیال راهی آمریکا شده و سالیان متمادی را دور از ایران گذراندند. همه ما این جمله را بارها در میادین ورزشی شنیده ایم که قهرمانان واقعی شهیدان اسلامند. در دیاری که سرشار از سرداران شهید و پرافتخار است کوچکترین کار برای سپاس از رشادتهایشان برگزاری جامی با نام آنها بود اما مدیرکل محترم تربیت بدنی به رغم آنکه از لحاظ مذهبی انسانی معتقد به شمار می رود تحت تأثیر برخی افراد معلوم الحال، آبروی کاری خود را پای مسابقاتی می گذارد که حتی از سوی خود این دو پیشکسوت مورد قبول نیست.
قبول آنکه حبیبی و موحد بارها قهرمان المپیک و جهان شده اند اما مگر به صرف این موضوع می بایست چشم بر دیگر پرده های زندگی آنها و تفکرات و عقایدشان در خصوص انقلاب بست؟
در این خصوص سخن بسیار است و وقت اندک، که اگر خدا بخواهد در آینده نزدیک در این باب بیشتر خواهم گفت.
در پایان ملتمسانه از عزیزانی که در متن جوابیه تهدید به افشای رازهای مگو می نمایند می خواهم هر آنچه راز ناگفته از نگارنده دارند در کف دست گذاشته و اعلان عمومی نمایند تا سیه روی شود هر آنکه در او غش باشد.
شهراد متانی- سرپرست ویژه نامه های استانی روزنامه خبرورزشی در مازندران
|
نویسنده (مهمان) در تاریخ ۰۸/۰۵/۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۲۷ # برادر من ورزش مازندران اگر دلسوز داشت كه به اين روز نميافتاد تازه تا الان هم گوش شنوايي در اين اداره بود كه بعد از اين باشد | نویسنده (مهمان) در تاریخ ۰۸/۰۵/۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۳۰ # بابا رسم مهمان نوزاي رو بجا بيارين ديگه مازندراني ها كه شهره عام وخاص هستن مرديم از اين هم مهمان نوازي تازه صندوق عقب ماشين هاشو هم بايد پر كرد تو برو تهران چنان تحويلت ميگيرن كه نگو نپرس رديف آخر رو اون بالا بالا ها كه زمين مشخص نيست رو ميدن به تو بعد هم يك كيسه هواي آلوده سوغات ميدن بياري خوبه ديگه ناشكري نكن | نویسنده (مهمان) در تاریخ ۰۸/۰۵/۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۳۲ # پريچهر بايد يه فكري به حال روابط عمومي اين اداره بكنه مثل اينكه ايشان قبلا در پيمانكاري كار ميكردند كه بجاي پاسخ رسانه اي دارن توهين ميكنند و اين نشان ميده كه تعامل با رسانه رو بلد نيست و نميدونه به خبرنگاران چطور برخورد كنه آقا دوره عصر حجر به پايان رسيد البته چون ايشان هنوز حكمش خوش نشده نبايد زياد انتظار داشت به قول قديمي ها پريچهره را روابط عمومي طالع نيه نمي دونم چرا از جويبار هميشه روابط عمومي ميگيره مثل اينكه با جويباري ها قرارداد داره پريچهره بهتره كه اين آقا بره سر وقت پيمانكاري خودش و اين كار رو به اهلش بسپاره | |