گالری تصاویر    |    پیوند ها    |    تماس با ما
امروز : دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۷
آمد رمضان و عيد با ماست ...قفل آمد و آن كليد با ماست ...بر بست دهان و ديده بگشاد ...و آن نور كه ديده ديد با ماست ...آمد رمضان به خدمت دل و آن كس كه دل آفريد با ماست ...در روزه اگر پديد شد رنج ...گنج دل ناپديد با ماست ...كرديم زروزه جان و دل پاك ...هر چند تن پليد با ماست ...روزه به زبان حال گويد كم شو ...كه همه مزيد با ماست...التماس دعا
صفحه اصلی arrow دیدگاهها arrow خیلیها دنبال زمین زدن احمدی نژاد هستند
تبلیغات




















آخرین اخبار
خیلیها دنبال زمین زدن احمدی نژاد هستند چاپ ارسال به دوست
کد خبر : 08045
۲۱:۱۲:۳۲ ۱۵ مرداد ۱۳۸۷
گفتگوي اختصاصي ليان با حسين هاشمي معاون سياسي – امنيتي استانداري بوشهر حاصل پيگيري خبرنگاران نشريه با ايشان بود که حدود 5/2 ساعت به طول انجاميد.
در اين گفتگوي طولاني معاون سياسي استاندار از روزهاي اوليه حضور در بوشهر، ماجراي ردصلاحيت هاي مجلس هشتم، درگيري هاي استاندار و حاميان دولت، ويژگي هاي کار در دولت نهم و خلاصه از هر دري سخن گفت. آن چه گفتگوي هاشمي را در قياس با ساير مصاحبه ها با مديران سياسي استـان برجسته تر مي کند، ذکاوت و تيزبيني اوست که توانسته است با تدبير و آرامش مسير توسعه استان را دچار دست اندازهاي غيرضروري نکند.
جناب آقاي هاشمي به عنوان اولين سئوال بفرماييد چگونه تصميم گرفتيد به بوشهر بياييد؟
 استاندار سه استان به جد پي گير بودند که بنده به عنوان معاون سياسي امنيتي با آنان همکاري نمايم اولين استاندار آقاي سيد مسعود حسيني استاندار محترم کهگيلويه و بويراحمد بود که خيلي تلاش کرد خودش شخصاً با وزير محترم وزارتخانه صحبت کرد، نماينده محترم بويراحمد پيگيري نمود اما مقام محترم وزارت موافقت نکرد، دومين استاندار آقاي دهمرده استاندار محترم سيستان و بلوچستان بود و بلافاصله در يک روز شايد با فاصله يک ساعت آقاي افراشته استاندار محترم بوشهر اين درخواست را داشت. بنـده هم که علاقه مند به ادامه خدمت در مسئوليت قبلي خودم بودم تمايل نداشتم آن مسئوليت را رها نموده و در مصدر معاون سياسي امنيتي قرار گيرم اما اصرار استانداران محترم مذکور باعث شده بود تا نتوانم پاسخ منفي دهم به خصوص اين که آقاي آصف مديرکل محترم حراست وزارت کشور برگشت و گفت آقاي هاشمي ناز کردن هم حدي دارد. که بنده در پاسـخ گفتم: شمـا کــه من را مي شناسيد اصلاً بحث ناز کردن نيست و در طول تاريخ زندگي ام ثابت کرده ام که نه نـاز کسي را مي خرم و نه ناز مي کنم و اهل تکليف هستم و از مسئوليت هم گريزان نيستم اما به استقبــال هم نمي روم.
لذا قبول کردم و گفتم اگر وزير محترم موافقت نمايد بنده حرفي ندارم ولي شما مطمئن باشيد ايشان موافقت نخواهد کرد، چون قبلاً با وزير محترم صحبت کرده بودم و گفته بودم به علت اصرار آقايان نمي توانم پاسخ منفي بدهم ولي شما مخالفت نماييد، ايشان هم فرمودند: من هم موافقم اگر اصرار مي کنند شما به من واگذار کن و من هم مخالفت مي کنم. اما درخصوص بوشهر پس از مدت حدود 10 روز از وزارت کشور اعلام کردند که وزير صرفاً و فقط براي بوشهر آن هم به علت ويژگي و حساسيت خاص بوشهر و جابجايي معاون قبلي موافقت نموده اند و گفتند ديگر مخالفت کردن با نظر دو وزير دولت يعني آقايان پورمحمدي و محسني اژه اي درست نيست (اگر چه که بعدها متوجه شدم حاج آقاي محسني نظر قرص و محکمي هم نداده بودند) به همين جهت بود که بنده پذيرفتم در اين مسئوليت قرار گيرم و خدمت کردن در اين جايگاه در بوشهر را نوعي توفيق اجباري قلمداد کردم و با توکل و اتکا به خداوند متعال کار را به پيش بردم.
در جريان حضور شما در بوشهر آيا شما قبلاً سابقه آشنايي با استاندار سابق را هم داشتيد؟
بلي ايشان براي مدتي که مديرکل ارشاد در استان هرمزگان بودند، سابقه آشنايي از آنجاست.
گويا شما مدتي هم همزمان مسئوليت مهمي در استان کهگيلويه را عهده دار بوديد؟
بله بنده عضو شوراي تأمين آن استان بودم لکن انجام کار اينجانب در وزارت کشور خيلي سريع انجام شد ملاقاتي با معاون سياسي وزارت کشور داشتم و گفتند بعدازظهر در جلسه شوراي معاونين مطرح مي کنيم. بنده خواهش کردم که عجله نکنند و اجازه دهند من هم خودم را آماده نمايم اما به نظر مي رسيد که مجموعه وزارت کشور براي انجام کار خيلي عجله داشتند و ظاهراً نسبت به بنده هم آشنايي قبلي وجود داشت زيرا به محض طرح موضوع گفتند بله ايشان را کاملاً مي شناسيم و نيازي به بررسي ندارد به شکلي که حتي آقاي افراشته استاندار وقت هم تعجب مي کرد که چگونه کار به سرعت پيش مي رود البته ايشان هم علاقه مند بود کار سريعاً به نتيجه برسد به همين دليل صبح روز بعد جلسه شوراي اداري گذشت و بنده را معرفي کرد. لذا فرقي براي تعيين جايگزين بنده در استان کهگيلويه و بويراحمد نبود و قريب 45 روز دو مسئوليتي بودم. بعدها متوجه شدم از جاهاي مختلف توصيه شده بود براي حل مشکل بوشهر به هر شکل ممکن و هر چه سريعتر اين مسئوليت به من واگذار شود.
از کجاها توصيه شده بود؟
خودم هم دقيقاً نمي دانم اما حدس مي زنم.
حدستان چيست؟
به نظر مي رسد از ناحيه دوستداران و حاميان دولت باشد.
آن روزها شما چقدر از فضاي سياسي استان بوشهر اطلاع داشتيد و شناخت شما چگونه بود؟
در مشورت با دوستان به من توصيه مي کردند مسئوليت در سيستان و بلوچستان را بپذيرم اما در بوشهر نپذيرم آنها مي گفتند پذيرش مسئوليت در جايگاه سياسي امنيتي بوشهر نوعي انتحار سياسي است و آنهايي که به بنده علاقه مند بودند و آبروي شخصي و ســازماني من را مي خواستند توصيه مي کردند اين مسئوليت را نپذيرم عليرغم اين که مي دانستم ريسک بزرگي مي کنم لکن با توکل بر خداوند پذيرفتم و اکنون همان دوستان خوبم اذعان دارند که هم آبروي خودت و هم آبروي سازمان را خريديد و به همين دليل از خداي خودم خاضعانه شاکرم.
شما در حالي به عنوان معاون سياسي امنيتي استانداري بوشهر منصوب شديد که استاندار و نماينده بوشهر ديدگاه کاملاً تقابلي با هم داشتند چقدر توانستيد در راستاي توسعه استان به تلطيف فضا کمک کنيد و تعامل داشته باشيد؟
 بنده هم به آقاي افراشته گفتم از من انتظار نداشته باشد که در مقابل آقاي عطارزاده شمشير بکشم هم به آقاي عطارزاده عرض کردم و تمام تلاش خود را معطوف نمودم تا بتوانم مسير را هموار نمايم اما پل هاي ارتباطي بدجوري بمباران شده بود که نشد آن را ترميم نمايم گاهي اوقات هم مصالح خوبي براي از نوبنا نهادن پل فراهم مي شد، اما نتوانستم خوب مهندسي نمايم. البته بنده در بدترين وضع ممکن وارد استان شدم و به سرعت هم درگير سفر آقاي رئيس جمهور و سپس انتخابات شدم و فرصتي فراهم نشد تا به قولي کار را جوش بدهم، البته در هنگام انتخابات نکته جوش هايي زده شد اما جوش هنوز نچسبيده بود مجدداً خراب مي شد گاهي اوقات بدتر از اول.
چرا جوش نخورد چه کسي جوش را خراب مي کرد آقاي عطارزاده يا آقاي افراشته؟
حتماً مشکل از جوشکار بوده است و من اين را از ضعف خودم مي دانم که نتوانستم معمار خوبي باشم و مهندسي کنم يک آدم که ديگران او را مهندس فرهنگي سياسي مي دانند وقتي نتوانست اين عمارت تخريب شده را بسازد بايد به خودش شک کند.
حدود 6 ماه معاون آقاي افراشته بوديد کار کردن با ايشان را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
هر مدير نقاط قوت و ضعف دارد تلاش و پرکاري ايشان از نقاط قوت و زبانزد خاص و عام بود و براي اينجانب درس آموز.
نقاط ضعف چي؟
آموزه هاي ديني به بنده آموخته است که نقاط منفي و انتقاد را به خود شخص بگويم نه به شما و روزنامه ها. بنابراين اگر چيزي باشد قطعاً به خود ايشان خواهم گفت.
گويا در اين مدت 3 بار استعفا داده بوديد، علت فقط مشکلات شخصي بود يا ناهماهنگي در مديريت؟
 دليل اصلي مشکلات شخصي و بيماري همسرم بوده است.
برخلاف معاون سابق سياسي امنيتي استانداري که در ايجاد ارتباط با اصولگرايان و به ويژه حاميان دولت ضعيف بود شما توانستيد يک همگرايي مناسبي بين اين طيف ايجاد کنيد تا جايي که گزينه واحد اصولگرايان استان براي استانداري بوشهر بوديد، به نظر شما علت اين اجماع در مورد شما چه بود؟
 اول از همه آن را يک توفيق و نصرت الهي مي دانم اگرچه که خودم فکر مي کنم نتوانسته ام به نحو احسن دينم را نسبت به گروه هاي سياسي استان ادا نمـايم و خودم را مؤاخذه مي کنم و مي گويم مي شد بهتر از اين عمل کرد. اما يک نکته خيلي برايم مهم بوده است و سعي کرده ام آن را رعايت نمايم و آن حفظ شأن و شخصيت افراد و حرمت گذاشتن به آبرو افراد و احترام قائل شدن به آنهاست چون معتقدم بنا به توصيه امام معصوم حرمت مؤمن از حرمت کعبه هم بالاتر است. آبروداري خيلي مهم است لذا سعي کرده ام آبروي افراد را حفظ نمايم و آبروداري نمايم تا خدا از برکت و به حرمت آنها آبرويم را بخرد و فکر مي کنم به همين دليل نزد مؤمنين که اکنون به نام اصولگرايان خود را عرضه نموده اند آبرو و احترام دارم و اين مطلب درخصوص اصلاح طلبان هم مصداق پيدا نموده است.
راستي شما با وجود اين که همدلي و همراهي خيلي خوبي با اصولگرايان داشته¬ايد، اصلاح طلبان هم نظر مثبتي نسبت به شما دارند که کمي جاي تأمل و بررسي دارد.
بنده خودم را مقلد و مطيع رهبري مي دانم قبلاً هم اين موضوع را مطرح کرده¬ام که رهبري همه گروه¬هاي سياسي را خودي مي داند و بنده هم آن را با جان و دل پذيرفته ام اما خط قرمز خود را ولايت مطلقه فقيه گذاشته ام و هر کس و جريان و تفکري از آن عبور کند نه تنها قبول ندارم بلکه با آن مقابله جدي خواهم کرد، من مرز سياسي گروه هاي اصولگرا و اصلاح طلب را همين نکته قرار داده ام و بس لذا به آنان احترام قائل بوده ام و از نظرات آنها بهره مند و به انتقادهاي آنها توجه داشته و پاسخگو بوده¬ام و احساس مي کنم انسان هاي متدين و دلسوز در بين آنها هستند که قابل تقدير و احترام هستند و از آدم هاي ملون و اپورتونيست هم به شدت بدم مي آيد حال اين آدم خودش را اصلاح طلب قالب کند يا اصولگرا. بنده خودم را فراتر از آن مي دانم که در قالب يک گروه سياسي قرار دهم. چون قران مي فرمايد «کل حزب بما لربهم فرحون» و متأسفانه هم چنين است يعني اين طوري نگاه مي کنيم که هر کس زير بيرق من سينه مي زد پس خوب است. خوب است چون با من است
بنا به تعريف خودتان کدام گروه مرز ولايت مطلقه فقيه را حفظ نموده اند اصولگرايان يا اصلاح طلبان؟
در ايام دوم خرداد فضاي بدي فراهم شد و برخي افراد در اصلاح طلبان نفوذ کردند که مرزشکن بودند و موقعي که ديدند نمي توانند آقاي خاتمي را در مقابل نظام و ولايت فقيه قرار دهند خط عبور از خاتمي را مطرح کردند و بعدها از کشور خارج و به دامن دشمن پناه بردند به همين دليل مقداري چهره و وجه آنان را خدشه دار نموده است. بنابراين با اين توضيحات قضاوت را به عهده خوانندگان اين مصاحبه واگذار مي¬نمايم.
حاميان دولت معتقد هستند که در تيم مديريت استان مثل يک باشگاه سياسي از تمامي گروه ها از چپ تا راست وجود دارد و اين تناقض علت ناکارآمدي افراشته بوده است آيا اين نظريه را قبول داريد؟
بنده روي گرايش هاي تيم مديريتي استان واقعاً ارزيابي نداشته ام. بيشتر برايم کارآمدي و صداقت مهم بوده است اما اين که برخي مديران همراهي با مدير عالي استان و بعضاً هم با دولت همراهي نداشته اند يا اين که حداقل سياست هاي اجرايي دولت را قبول نداشته اند نمي تواند کتمان کرد اما اين که چرا اين گونه بوده است نياز به بررسي و کالبدشکافي دارد و نمي توان يک نفر را مقصر دانست بلکه عوامل و دلايل ديگري هم در آن نقش داشته¬اند.
 آقاي افراشته در مصاحبه خود گفته است 80 درصد مديران با من هماهنگ نبودند به نظر شما اين گفته ضعف استاندار را نمي رساند؟ در ثاني برخي مديران همسو با ايشان هم که از مخالفين رئيس جمهور مي باشند. توضيح شما چيست?
عرض کردم بنده ارزيابي نداشته ام که چند درصد مخالف آقاي استاندار بوده اند و چند درصد مخالف رئيس جمهور اما از هر دو قشر در بين مديران ما مي توان يافت.
جنابعالي چند وقت سرپرست استانداري بوشهر بوديد، ويژگي اختيارات استانداران دولت نهم با ساير دولت ها چيست؟
اولاً سرپرستي استانداري با استاندار خيلي فرق دارد به خصوص اين که معلوم نباشد تا فردا اين سرپرستي وجود دارد يا خير و به همين دليل عليرغم اصرار آقايان معاونين و رياست محترم حوزه استاندار اصلاً محل کارم را به دفتر استاندار انتقال ندادم ثانياً بنده در دولت هاي گذشته استاندار نبوده ام که آنها را با هم مقايسه نمايم، اما معتقدم استانداران بايد همان اختيارات رئيس جمهور در سطح استان را داشته باشند و به صورت غيرمحسوس بر استاندار نظارت داشته باشند و در مرحله اول ايرادهاي او را بر طرف نمايند و در غير اين صورت نسبت به جابجايي او اقدام نمايند ولي نبايد به شکلي باشد که فردي در نقش استاندار حضور داشته باشد لکن او را تضعيف و ناکارآمد نمايند. اين نکته را بنده در طرح ) لايحه) اختيارات استانداران هم تذکر دادم تا مسئولان محترم آن را لحـاظ نمايند. بنـــابراين مي بايست استاندار يک استاندار جامع باشد و همه ويژگي و شرايط استاندار بودن را داشته باشد و براساس فشارهاي سياسي و يا رايزني هاي رايج انتخاب نشود بلکه فقط براساس صلاحيت و لياقت باشد و واقعاً شايستگي اين جايگاه را داشته باشد و بعد هم که منصوب شد و مسئوليت به عهده گرفت بايد اختيارات کامل و قاطع به وي تفويض شود.
آقاي افراشته، اين شرايط و ويژگي را داشت؟
بنده در مقام ارزيابي ايشان نيستم و نبوده¬ام، اما نمي توان رايزني هاي آقايان اصولگرا و حاميان دولت نهم را بي تأثير دانست.
 با توجه به اين که عده اي معتقدند در تغيير استانداران در سال پاياني چهار ساله اول دولت احمدي نژاد براي جهت دهي انتخابات رياست جمهوري آينده است، آيا به نظر مي رسد اين نظريه صحيح است؟ علت تغييرات چيست؟
اين يک تحليل است ولي نمي توان آن را تأييد کرد براي اين که اين گونه تغييرات بيشتر به دولت ضربه مي زند از سوي ديگر اگر به اين ديدگاه در راستاي انتخابات به موضوع نگاه کنيم، بنابراين اگر با اين نگاه باشد خبط بزرگي صورت پذيرفته است. آقاي رئيس جمهور در بحث اجراي طرح تحول اقتصادي (پرداخت مستقيم يارانه) هم گفت شايد اين کار به ضرر دولت تمام شود اما بنا به مصلحت کشور و براي حل مشکل اقتصاد کشور آن را انجام خواهد داد. يک ويژگي مثبت آقاي احمدي نژاد اين است که وقتي به يک جمع بندي رسيد براي انجام کاري آن را با جديت و شجاعت تمام انجام مي دهد، مثل اجراي سهميه بندي بنزين که واقعاً يک اقدام شجاعانه بود و هر کسي حاضر نبود زير بار اجراي آن برود. علي رغم اين که همه عقلاي قوم مي دانستند يک امر ضروري و اجتناب¬ناپذير است.
يکي از ويژگي هاي برجسته اين دولت سفرهاي استاني است. آيا اين سفرها را با توجه به وقتي که از دولت مي¬گيرد از لحاظ مالي و معنوي به نفع کشور مي دانيد
محاسن و مزاياي فراواني اين گونه سفرها داد و يک نوع جهش اقتصادي و عمراني در استان ها ايجاد مي کند و همه را به تلاش و کار وادار مي کند و از لحاظ معنوي هم براي آقاي رئيس جمهور خوب است که ارتباط مستقيم با مردم دارد و هم براي مردم که فرد دوم کشـورشان را در بين خودشان مي بينند. اما از اين سفرها سوءاستفاده هايي هم صورت مي پذيرد که بايد با دقت نظر بيشتر از آن جلوگيري شود تا حلاوت و شيريني سفرها از بين نرود. مثلاً نوشتن نامه ها و درخواست ها از آقاي رئيس جمهور در ايام سفر خيلي درست نيست، ما گزارش داشته ايم که يک خانواده 20 نامه براي آقاي رئيس جمهور نوشته است.
در دوران مسئوليت تان در بوشهر برخلاف معاون سابق سياسي استانداري که تنش هاي زيادي را ايجاد کرد و مصاحبه هاي جنجالي انجام مي داد شما آرام و با برنامه پيش مي رويد. آيا دليلي براي اين کار داريد؟
معاون سياسي قبلي هم تلاش هاي زيادي در استان انجام داده است که جاي تقدير دارد و بعضاً به بنده هم توصيه مي کردند تا مثل ايشان با اقتدار حرکت نمايم، اما بنده از اقتدار تعريف ديگري دارم  . حفظ حرمت پايين دست و حفظ شأن بالادست و بر خورد صادقانه در عين حال با جديت و قاطعيت بهترين اقتدار مي باشد. لذا سعي کرده ام بر اين ديدگاه و روش عمل نمايم اما اين که اين روش بهتر هست يا روش ديگر بايد قضاوت را به مردم واگذار نماييم. چه بسا رويکرد خوبي نباشد.
ميل به رسانه اي شدن در شما کمتر ديده مي شود، آيا دليل اين اقدام سابقه حضور شما در مناصب امنيتي است يا هدف ديگري را دنبال مي کنيد؟
 اگر به سابقه نگاه کنيم معاون محترم قبلي نيز چنين سابقه اي داشته است لکن آن سابقه هم بي تأثير نبوده است. مزيد بر آن معتقدم حرف زدن مثل تيري است که از چله کمان رها مي شود اگر به هدف نخورد ضايع است لذا مي بايست با کمترين تير بهترين هدف را بايد شکار کرد، ضمن اين که اين گونه حرکت کردن چندان هم بدون برنامه و هدف نيست و در آينده خودش را نشان خواهد داد.
حاميان دولت در استان معتقدند شما برخلاف آقاي افراشته که براي استاندار شدن با بسياري افراد تماس گرفت و نهايتاً آنها افراشته را مديون خود مي دانستند شما نه تنها دنبال نبوديد بلکه براي سرپرستي استانداري هم اين مسئوليت را با اکراه پذيرفتيد؟
واقعاً نمي دانم جناب آقاي افراشته براي استاندار شدن تلاش داشته است يا خير اما اگر هم تلاشي داشته بايد بگويم ايشان به وظيفه و تکليف عمل نموده و بنده هم به تکليف عمل نموده ام انشاءاله ايشان تشخيص داده که براي توسعه استان و خدمت به مردم ضرورت دارد در اين منصب قرار گيرد لذا براي رسيدن به هدف اقدام نموده. بنده هم معتقدم در دولت اسلامي نبايد دنبال مسئوليت بروم اما از زير بار مسئوليت و تکليف هم نبايد شانه خالي کرد. يک وقت دولت غيراسلامي و ظالم و فاسد است مثل نظام طاغوت و ستم شاهي که بايد با آن مقابله کرد و براي استقرار حکومت اسلامي تلاش نمود که براي آن در سر حد جان به پيش رفتم و تا قبل از پيروزي انقلاب تحت تعقيب و فراري بودم، براي حفظ کيان جمهوري اسلامي هم در مقابل دشمن از هيچ کوششي دريغ نکرده ام مدت هاي طولاني زير کارتن دو زانو نشستن و تا يک سينه در آب و گل ايستادن براي مقابله با ضدانقلاب تا حضور در خط مقدم جبهه حق بر باطل صدامي اداي تکليف نموده ام، اما در گرفتن مسئوليت هيچ گاه پيشقدم نبوده ام، درخصوص استانداري بوشهر هم با خود گفتم، سابقه قبل و بعد از انقلاب بنده بر دولت مردان و تصميم گيران پوشيده نيست، همراهي، همدلي و همکاري بنده با دولت هم بر هيچکس مکتوم نبوده است، بنابراين ضرورتي نمي ديدم تا براي رسيدن به اين مسئوليت تلاش نمايم بلکه مدام دعا مي کردم «ربنا و لاتحملنا مالا طاقه لنا به واعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا انتَ مولانا فانصرنا علي القوم الکافرين.»
دعا مي کردم مسئوليتي که توان آن را ندرم بر من تحميل نکند و اگر تحميل کرد توان آن را هم به من بدهد و براي موفقيتم ياري و نصرت دهد. لذا پس از درخواست گروه هاي سياسي مختلف از اصولگرايان و تا حاميان دکتر احمدي نژاد تا برخي از اصلاح طلبان تا معاونين محترم استاندار، و اظهار تمايل اغلب نمايندگان محترم مجلس و نماينده محترم مردم در مجلس خبرگان و همچنين نماينده محترم ولي فقيه در استان و اغلب مديران اجرايي استان که با واسطه و بي واسطه با تماس تلفني و حضوري از بنده درخواست مي کردند و يا تمايل خود را براي پذيرش اين مسئوليت ابراز مي¬داشتند – به قرآن تفأل کردم که در مقابل درخواست ها پاسخ منفي بدهم، بسيار بد آمد و گفت باعث عذاب خواهد شد، خلاصه براي مسئوليت استانداري به قرآن استغاره زدم که بسيار بد آمد. اين شد که به همه سروران خودم اظهار داشتم بنده حرفي ندارم، اگر اين تکليف به عهده بنده گذاشته شد خواهم پذيرفت و انشاءاله با اتکال الهي و حمايت شماها به نحو احسن انجام خواهم داد. اما به شکرانه الهي تحقق پيدا نکرد و ابتدا از خداي خود و سپس از همه برادران بزرگواري که ابــراز محبت نمودند خاضعانه تشکر و قدرداني مي نمايم.
اجازه دهيد مقداري از فضاي سياسي استانداري فاصله بگيريم و از دولت بپرسيم، به نظر شما مهمترين خصوصيت دولت احمدي نژاد چيست؟
شجاعت، قاطعيت، خاکي بودن
مهمترين کاميابي¬ها و موفقيت هاي دولت نهم را چه مي دانيد؟
انرژي هسته اي، بهينه کردن مصرف سوخت بنزين از طريق سهميه بندي، اهميت به ارزش ها و اصول انقلاب.
احمدي نژاد در انتخابات بعدي رقيبي دارد؟
قطعاً خيلي ها به دنبال زمين زدن ايشان هستند.
مي خواستم چند سئوال در حوزه انتخابات مجلس هشتم بپرسم با توجه به اين که شما رئيس ستاد انتخابات استان بوديد چقدر از برگزاري انتخابات از لحاظ سلامت و مشارکت مردم رضايت داشتيد؟
اين انتخابات به نسبت انتخابات هاي قبلي از سلامت بالايي برخوردار بود و نمي توان خدشه اي بر آن وارد نمود به طوري که سلامت آن را زيرسئوال برد. مشارکت مردم هم که آمار نشان از افزايش حدود 10 درصد دارد.
در اين انتخابات اتفاق عجيبي افتاد هيأت اجرايي به ويژه در حوزه بوشهر افراد زيادي از جمله برخي از چهره هاي انقلابي و مبارز استان را به دليل عدم التزام به اسلام ردصلاحيت کرد. لطفاً در اين خصوص توضيح دهيد؟
اين اتفاق براي بنده هم قابل هضم نيست و نتوانسته ام اين معادله را حلاجي نمايم اما در هر صورت حتماً هيأت هاي اجرايي که متشکل از معتمدين محلي هستند پاسخ قانع¬کننده¬اي براي دنيا و عقباي خود دارند.
در ابطال حوزه دشتستان هم عده اي معتقدند استاندار به دليل ترکيب نمايندگان استان در مجلس هشتم و شکست اصولگرايان در شوراها و فشارهاي رواني بر استاندار و با توجه به پيروزي يک اصلاح طلب با هماهنگي مراکز خاص موضوع شناسنامه هاي جعلي مطرح کرد. اين در حالي است که فرماندار قبلاً صحت انتخابات را تأييد کرده بود و بعداً بر اساس همين فشارها نامه ابطال را زد، توضيح شما چيست؟
 آن چه که بنده در جريان هستم آقاي استاندار تمايلي بر ابطال انتخابات نداشت و تصميم گيري را به عهده شوراي نگهبان گذاشته بود بنده هم که کاملاً مخالف بودم، پيدا شدن شناسنامه هاي جعلي را دليل کافي براي ابطال نمي دانستم و دليل اصلي بنده هم اين بود که هر کسي توانسته است شناسنامه را جعل نمايند مي تواند طوري جعل نمايد که مشخص شود با اين شناسنامه هاي جعلي رأي داده شده است لکن هيچ دليلي بر رأي دادن با اين شناسنامه ها وجود ندارد و با بنده هيچ مشورتي مبني بر تغيير صورتجلسه صورت نگرفت که از فرماندار محترم هم گلايه نمودم و ايشان علت را کشف شناسنامه هاي جعلي و تأکيد هيأت اجرايي دليل اصلي تغيير صورتجلسه بيان نمودند.
بالاخره معلوم شد شناسنامه هاي جعلي از کجا پيدا شده اند؟
اين که شناسنامه ها جعلي است و گروهي که نوعي وابستگي به کانديداي خاصي داشته اند توسط اداره کل اطلاعات تأييد شده است و مقرر گرديده است عوامل اصلي شناسايي و برخورد لازم صورت پذيرد تا ضمن محاکمه آنان شاهد اين گونه تقلب ها در آينده نباشيم و انتظار مي رود هر چه زودتر اين موضوع روشن شود و پاسخ لازم به افکار عمومي داده شود و ابهامات برطرف گردد.
آيا کساني (نامزدهايي) که در انتخابات دوره هشتم تقلب آنها محرز شده باشد، ردصلاحيت مي شوند؟ يا مي توانند در انتخابات ميان¬دوره اي شرکت نمايند؟
طبيعي است که در صورت احراز قطعي تقلب کانديداها در انتخابات، صلاحيت آنها نيز خدشه دار مي شود.
حال که بحث در مورد دشتستان کشيد مي خواستم بپرسم موضوع ناامني هاي اخير و قتل هاي دشتستان کي تمام ميشود؟ بالاخره مديريت استان تصميمي براي حل موضوع مديريت اجرايي دشتستان ندارد؟
اقدامات خوبي در سال گذشته توسط مسئولين و متوليان انجام شد – جلسات متعدد شوراي تأمين مشترک استان و شهرستان برگزار شد و موضوع بررسي شد و حتي رئيس کل محترم دادگستري به عنوان نماينده شوراي تأمين استان در دشتستان قبول زحمت نمــودند و مستمراً موضوع را از نزديک پي گيري مي کردند و حاصل آن نيز خوب بوده است.
ما در سال 85، 27 فقره قتل داشتيم و در سال 86، 15 فقره يعني چيـزي در حدود نصف آمار قتل ها کاهش داشته است و اغلب قاتلين فراري توسط نيروي انتظامي و اطلاعات دستگير شدند و محاکمه و چند تن آنان نيز به دار مجازات آويخته شدند. اما براي امنيت دشتستان بايد اقدامات فرهنگي، اجتماعي و توسعه و اشتغال نيز با سرعت بيشتري انجام شود و يک بسيج عمومي و تلاش همه گير و همه جانبه صورت پذيرد که طرح اجرايي آن در دستورکار بود و استاندار جديد هم بر اين موضوع تأکيد مؤکد دارند. براي مديريت اجرايي هم بررسي هاي لازم در حال نهايي شدن مي باشد که آن چه ضرورت داشته باشد انجام خواهد شد و مسلماً تحت تأثير فشارها چه مثبت و چه منفي قرار نخواهيم گرفت بلکه با اتکا به ارزيابي و کار کارشناسي عمل خواهد شد.
حالا که استاندار جديد منصوب شده است، آيا شما در استان در سمت معاون سياسي امنيتي باقي مي مانيد؟
اولاً اين امکان را به جد و بدون تعارف را به برادرم آقاي شفقت استاندار محترم خواهم داد تا همکار و معاون خود را به دور از جنجال هاي سياسي و با اطمينان تعيين نمايد. البته ايشان تاکنون از بنده خواسته است به اين همکاري ادامه دهم – لکن خودم سر يک دو راهي هستم از يک طرف مي خواهم توفيق خدمت به مردم نجيب و خونگرم استان بوشهر را از دست ندهم و از طرف ديگر مشکلات شخصي ادامه خدمت در استان را بدون تعارف برايم سخت کرده است تا ببينم خدا چه خواهد.
اگر بخواهيد احساستان را از حضور در بوشهر بگوييد چه جمله¬اي مي گوييد؟
خدمت آبرومندانه در استاني نجيب و خونگرم اما در فضايي سياسي بسيار طوفاني و متلاطم واقعاً سعادت و توفيق اجباري است.
در مورد اين کلمات احساس خود را در حد يک جمله کوتاه بگوييد؟
احمدي نژاد: خستگي ناپذير
معاونت سياسي امنيتي استانداري: دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است
جبهه متحد اصولگرايان بوشهر: ارزشي و اصولگرا اما بي اتحاد
علي افراشته: پرتلاش اما کم نتيجه
شکراله عطارزاده: فدا شده استان
هرمزگان: نجيب مثل بوشهر
ائتلاف اصلاح طلبان بوشهر: مصلح بدون مرز
نشريات محلي استان: سازنده افکار عمومي
هفته نامه ليان: وزين و يک دنده
      

یادداشت های بازدید کنند گان

نویسنده:
متن:


<قبل   بعد>
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است. مدیریت صنایع نیوز
طراح حسین سعیدی